افسانه اسکویی
شهیدان ایران،
نه پیکرهایی در خاک،
که کلماتی زنده
در وجدان تاریخ اند.
هر یک
واژهای برای بیداری،
جمله ای برای مسئولیت،
فصلی برای آگاهی،
وکتابی برای آزادی.
آنان،
مرگ را نپذیرفتند؛
بلکه زندگی را
به سطحی بالاتر بردند.
بال های کبوترِآزادی شدند
تا آسمان
برای پرواز فردا
آماده بماند.
خون شان
نقطه پایان نبود؛
مکثی بود
در جمله ناتمامِ رهایی.
شهیدان،
سربازان جنگ اسلحه نبودند؛
پیروز جنگ اندیشه ها بودند.
جنگی
میان ترس وآگاهی،
میان سکوت ومسئولیت،
میان عادت وشرافت.
وما،
وارثان این پروازیم؛
نه برای مرثیه،
برای ادامه راه
برای تبدیلِ
تماشاگر به کنشگر،
ترس به آگاهی،
وسکوت به مسئولیت.



















