شکستن دیوار سکوت؛ بازخوانی یک سانسور هدفمند و حقیقتی که پنهان مانده است

ابوذر غفاری

روایت یک بی‌عدالتی طولانی

انجام و پخش مصاحبه با آقای محمد محدثین یکی از مسئولان سازمان مجاهدین خلق توسط “صدای آمریکا” یک اتفاق معمولی رسانه‌ای نیست؛ این رخداد، شکافی در یک دیوار ضخیم و دیرپا است، دیواری که سال‌ها با دقت و عامدانه بنا شده تا صدای حقیقت و ندای مجاهدین خلق شنیده نشود، دیوار سانسور، تحریف و شیطان سازی.

سال‌هاست که یک روایت یک‌ طرفه به افکارعمومی تحمیل شده است: روایتی که می‌کوشد چنین القا کند که گویی مجاهدین نیرویی منزوی، بسته و گریزان از پاسخگویی هستند و از بیان و روشن شدن مواضع و عملکردهای خود پرهیز دارند. اما این تصویر، نه یک واقعیت، بلکه یک وارونه‌ سازی هدفمند است.

آنچه رخ داده، نه انزوای خود خواسته، بلکه تحمیل انزوای رسانه‌ای بوده است. در شرایطی که یک سازمان سیاسی در معرض شدید ترین سرکوب‌ها قرار دارد، دسترسی آن به رسانه‌های آزاد، امکان بیان دیدگاه‌ها وارتباط مستقیم با افکارعمومی به ‌شدت محدود می‌شود.

حقیقت اما روشن است:

جریانی که بر حقانیت خود ایستاده ودراوج استقلال، بهای سنگین مبارزه برای آزادی و دموکراسی را پرداخته، نه ‌تنها دلیلی برای پنهان‌ کاری ندارد، بلکه از روشن شدن هرچه بیشتر مواضع و عملکردش استقبال می‌کند.

منطق نیز ساده است، نیرویی که بر حقانیت خود باور دارد واز کارنامه‌ای بسیار روشن برخوردار است، شفافیت را تهدید نمی‌بیند، بلکه آن را فرصت می‌داند.

هر نیروی سیاسی اصولی وجدی از دیده شدن استقبال می‌کند. این درست همانند  دانش‌آموزی است که درسش را خوب خوانده و به پاسخ‌های خود مطمئن است؛ او هرگزازامتحان فرار نمی‌کند، بلکه خواهان فرصتی برای اثبات توانایی‌هایش است. ولی درست برعکس، کسی که از ارزیابی عادلانه می‌ترسد، تلاش می‌کند صورت مسئله را پاک کند.

پس این پرسش به‌ درستی مطرح می‌شود که ترس از روشن شدن حقیقت، دقیقاً متعلق به چه کسانی است؟

اگر قرار بر یک مواجهه آزاد وبرابر باشد، اگر رسانه‌ها واقعا میدان گفتگوی بی ‌طرفانه باشند، دیگر جایی برای تحریف وبرچسب‌ زنی باقی نمی‌ماند. به همین دلیل است که به‌ جای باز کردن فضا، آن را می‌بندند؛ به ‌جای شنیدن، حذف می‌کنند؛ وبه‌ جای گفتگو، شیطان ‌سازی را جایگزین می‌سازند.

تناقضی آشکار در این میان وجود دارد:

از یک‌سو تلاش می‌شود این جریان بی‌اهمیت جلوه داده شود، اما از سوی دیگر، همین جریان با شدیدترین محدودیت‌های رسانه‌ای، تخریب‌های گسترده وروایت‌ سازی‌های منفی مواجه است.

اگر بی‌اهمیت است، این همه انرژی برای خاموش نگه داشتنش چرا؟

پاسخ روشن است:

مسئله، نه بی‌اهمیتی، بلکه ترس از اثرگذاری حقیقت بی‌ واسطه است.

در طول سالیان، با تکرار مداوم اتهامات، تحریف واقعیت‌ها وبستن مسیرهای ارتباطی، کوشیده‌اند چهره‌ای مخدوش وغیرواقعی بسازند. اما تجربه نشان داده است که این تصویرسازی‌ها، تا زمانی دوام دارند که نور به آن نتابد.

با اولین روزنه شفافیت، این ساختارها ترک برمی‌دارند.

مصاحبه اخیر، هرچند گامی کوچک است، اما اهمیت آن در همین است که نشان می‌دهد این دیوار، ترک خورده است. اگر این روند ادامه یابد وامکان بیان مستقیم فرآهم شود، بسیاری از روایت‌های تثبیت ‌شده به چالش کشیده خواهند شد.

بنابراین مجاهدین خلق درزمینه دفاع ازمواضع مردمی وانقلابی خود دررسانه ها، مانند سایر صحنه های رزم ومبارزه شان، برای پاسخگویی به هر ابهام وسوالی “بیا بیا” می گویند. آن ها نه تنها از شفاف سازی وروشن شدن مواًضع حقیقی خودشان هیچ ترس ونگرانی ندارند بلکه با آغوش باز از آن استقبال کرده وصمیمانه به آن خیر مقدم می گویند.

در نهایت، یک اصل ساده باقی می‌ماند:

حقیقت از شفافیت نمی‌ترسد. این پنهان‌ کاری است که از روشنایی گریزان است.

وشاید زمان آن رسیده باشد که این پرسش جدی ‌تر از همیشه مطرح شود:

چه کسانی واقعاً از شنیده شدن همه صداها نگران‌اند؟