ابوذر غفاری
سوم خرداد یادآور شهادت چریک فدایی خلق امیرپرویز پویان ودو تن از همرزمانش، اسکندر صادقینژاد ورحمتالله پیرونذیری است؛ نسلی که، فارغ از هر داوری وپیش فرض سیاسی، بخشی از هزینه سنگین مبارزه با استبداد در ایرانِ زمان خود را پرداخت کردند.
سوم خرداد در حافظه سیاسی ایران، فقط یادآور به شهادت رسیدن چند مبارز نیست؛ یادآور یک انتخاب تاریخی است. در آن روز، چیزی فراتر ازسرنوشت چند فرد در برابر جامعه قرار گرفت: مسئله نسبت انسان با باورهایش؛ نسبت آرمان با هزینه؛ ونسبت ایستادگی با بقا.
نسلی که پویان به آن تعلق داشت، سیاست را نه حرفه، نه نردبان، نه بازار معامله؛ بلکه مسئولیتی تاریخی ومیدان انتخاب میدید. نسلی که حاضر بود برای آنچه حقیقت میدانست، سنگینترین قیمت را بپردازد.
شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که تجربه آن نسل پیش روی ما می گذارد این باشد: چه چیزی یک جریان سیاسی را ماندگار میکند و چه چیزی آن را به فرسایش و افول میکشاند؟
پاسخ آنان را نمی توان در قدرت نظامی یا امکانات مالی جستجو کرد؛ بلکه در نسبت هر جریان با اصول اعلام شده، میزان پایداری برآرمانها و توان حفظ هویت سیاسی خود باید جست.
میتوان درباره تحلیلها، روشها ونتیجه گیریهای آن نسل موافق یا مخالف بود؛ اما دشوار است بتوان عنصرفداکاری، جدیت وآمادگی برای پرداخت هزینه را از تجربه آنان حذف کرد.
اگر بخواهیم به چهرههایی مانند مسعود احمدزاده، امیرپرویز پویان، عباس مفتاحی، حمید أشرف ودیگر شهدای نسل چریکهای فدایی احترام بگذاریم ویادشان را زنده نگه داریم، شاید مهمتر از سخن گفتن به نام آنان، بازگشت به همان پرسش بنیادین باشد که خود با آن زندگی کردند:
آیا مبارزه برای آزادی، بدون پرداخت هزینه وبدون وفاداری به اصول، معنایی دارد؟
آنچه نام پویان وبسیاری ازچهرههای نسل او را زنده نگه داشته، صرفاً پایان زندگی شان نیست؛ بلکه نوع مواجهه آنان با مفهوم «قیمت» است.
بعضی انسانها تا زمانی مدافع ارزشها هستند که هزینهای در میان نباشد؛ اما برخی دیگر زمانی به ارزشها معنا میبخشند که حاضرمیشوند برای آنها هزینه بپردازند.
وفاداری به اصول دقیقاً درهمین نقطه معنا پیدا میکند.
سیاست فقط میدان رقابت بر سر قدرت نیست؛ پیش از آن، میدان آزمون انسانها وجریانهاست؛ جایی که روشن میشود چه کسی تا کجا حاضر است بر باورهای اعلام شده خود بایستد وچه کسی در لحظههای دشوار، آرمان را قربانی مصلحت میکند.
سوم خرداد، تنها یاد یک واقعه نیست؛ یادآوری این حقیقت است که زمان همه چیز را تغییر میدهد، اما یک معیارهمچنان پابرجا میماند:
اینکه انسانها وجریانها، وقتی لحظه انتخاب فرا میرسد، چه چیز را حفظ میکنند، از چه چیز میگذرند وتا کجا حاضرند هزینه وفاداری به آرمانهای خود را بپردازند.
زمان میگذرد، نسلها تغییر میکنند ونامها جابهجا میشوند؛ اما تاریخ معمولاً نه با صدای بلند، بلکه آرام قضاوت میکند ودر پایان، بیش از آنکه بپرسد «چه کسی ماند؟»، میپرسد:
چه کسی در مسیر ماندن، خود را از دست نداد؟



















