ابوذر غفاری
وقتی رسانه نقاب میزند وحقیقت را خفه میکند
مقدمه
رسانه در جوامع مدرن نه “بلندگوی قدرت”، بلکه “چشم بیدار جامعه” است. رسانهای که آگاهانه از این نقش فاصله میگیرد و به مهندسی افکار عمومی در خدمت یک پروژه سیاسی خاص تن میدهد، دیگر رسانه نیست؛ ابزار دست عوامل بیگانه است.
رفتار تلویزیون اینترنشنال در ماهها و سالهای اخیر، بهویژه در بزنگاه خیزشهای مردمی، نمونه بارز چنین انحرافی است.
تلویزیون اینترنشنال دیگر حتی تظاهر به رسانهبودن هم نمیکند. آنچه امروز از این شبکه دیده میشود، نه اطلاعرسانی، نه روزنامه نگاری ونه حتی تحلیل سیاسی است؛ بلکه عملیات سازمان یافته تحریف، جعل و مهندسی افکار عمومی به نفع یک پروژه مشخص قدرت است.
اینترنشنال البته نه خطا میکند، نه اشتباه حرفهای دارد؛ بلکه آگاهانه، عامدانه و شیادانه دروغ را بزک میکند.
تعریف رسانه در سنت دموکراتیک: رسانه امانت دار حقیقت است، نه مالک افکار
در نگاه دموکراتیک، رسانه موظف است:
واقعیت را بیدستکاری منتقل کند
صداهای متکثر جامعه را منصفانه بازتاب دهد
میان “خبر” و “تبلیغ” مرز شفاف بکشد.
وقتی رسانهای این اصول را کنار میگذارد، حتی اگر نام “آزادی” را یدک بکشد، عملاً علیه آزادی عمل میکند.
جعل خبر؛ از بریدن تصویر تا دزدیدن معنای قیام
دروغ مدرن با جمله جعلی نمیآید؛ با قیچی تدوین میآید.
رفتارهای ثابت اینترنشنال و نمونههای رایج شامل موارد زیر است:
بریدن شعارهای ضد سلطنت از تجمعات که یکی از خطرناکترین اشکال انحراف رسانهای ودستکاری نامرئی است؛ نه حتی دروغ عریان، بلکه نیمهحقیقت مهندسیشده.
پخش یک ویدیو با موسیقی حماسی یا غمانگیز جهتدار جهت برانگیختن احساسات و منحرف کردن اذهان
بریدن بخشهایی از سخنان معترضان که با روایت مطلوب همخوانی ندارد
برجستهسازی یک چهره خاص وحذف سیستماتیک دیگر صداها
حذف کامل نیروهای سکولار و جمهوریخواه
صداگذاری جعلی به نفع رضا پهلوی وسلطنت برای القای منجیسازی
قاببندی اعتراضات به شکلی که مردم “ناتوان و سردرگم” نشان داده شوند
مثال های واضح و عریان:
وقتی هزاران نفر فریاد “نه شاه، نه رهبر” میزنند ورسانه حتی یک ثانیه آن را پخش نمیکند، این سانسور نیست؛ سرقت ارادهٔ جمعی است.
یا اگر از یک تظاهرات مردمی فقط آن چند ثانیهای پخش شود که نام یک فرد خاص برده شده، و۹۰٪ شعارها و مطالبات واقعی مردم حذف شود، این “خبر” نیست؛ صحنه سازی است و این نگاه، عمیقاً ضد مردمی و ضد ملی و ضد میهنی است.
بیطرفی؟ دروغی برای سادهلوحان
اینترنشنال هرگز بیطرف نیست.
اینترنشنال حتی “جانبدارِ صادق” هم نیست.
این شبکه جانبدارِ پنهان و فریبکار است.
مثال های ساده برای فهم بهتر مطلب:
مثل کسی که میگوید “من قاضیام”، اما قبل از دادگاه حکم را نوشته است.
یا مثل این است که داور فوتبال، پیراهن یک تیم را بپوشد وبعد ادعا کند “من فقط بازی را گزارش میکنم”.
ونیز مثل پزشکی که میگوید “من بیطرفم”، اما نسخه همه بیماران را از یک شرکت خاص مینویسد.
بیطرفیِ ادعایی اینترنشنال فقط یک هدف را دنبال می کند:
اینکه مخاطب نفهمد دارد تبلیغ سیاسی میبلعد ونه خبر.
سفیدشویی دیکتاتوری؛ پروژهای کثیف با زبان شیک
اینترنشنال در حال تطهیر یک نظام استبدادی موروثی است که:
ساواک داشت
شکنجه داشت
سانسور داشت
وحق حاکمیت مردم را به رسمیت نمیشناخت
اما این شبکه با نور، موسیقی، روایت مظلومانه وحذف حافظه تاریخی، میخواهد استبداد را سفیدهای و بازبرندسازی کند.
هیچ رسانهای که ادعای دموکراسی دارد، حق ندارد دیکتاتوری ساقط شده را “گزینه نجات” جا بزند.
مثال تاریخی:
هیچ رسانه دموکراتیکی در آلمان اجازه نداشت هیتلر را بهعنوان “گزینه وحدت ملی” جا بزند، حتی اگر بخشی از جامعه خواهانش بود.
تحقیر مردم؛ ستون فقرات گفتمان اینترنشنال
پیام واقعی این رسانه این است: “مردم ایران خودشان عقل، سازمان وتوان ندارند.”
این همان منطق اربابـرعیتی است، فقط با واژگان مدرن.
گفتن اینکه “مردم بدون فلان شاهزاده نمیتوانند آزاد شوند”، مثل این است که بگوییم “کارگران بدون ارباب قادر به کار نیستند”.
یا مثل همان حرف خمینی پلید، این روح خبیث شیطان، که میگفت “ملت هنوز بالغ نشده و ولی و قیم لازم دارند” و امروز همان حرف خمینی توسط اینترنشنال تبدیل میشود به “ملت بدون لیدر کاریزماتیک به جایی نمیرسد”.
اخلاق رسانهای؛ خط قرمزی که اینترنشنال از آن عبور کرده است
اخلاق رسانهای یعنی:
احترام به کرامت مخاطب
پرهیز از فریب آگاهانه
و پاسخگویی در برابر اثر اجتماعی خبر
وقتی رسانهای آگاهانه افکار عمومی را به سمت بازتولید استبداد سوق میدهد، این فقط خطای حرفهای نیست؛ خیانت اخلاقی است.
کار رسانهای که:
صدای مردم را قیچی میکند
تاریخ را تحریف میکند
و اراده جمعی را به نفع یک خانواده مصادره میکند، نه فقط غیراخلاقی، بلکه ضد منافع ملی است.
وطنفروشی مدرن؛ نه با تانک، با تصویر
وطنفروشی همیشه با اشغال نظامی نمیآید.
گاهی با:
تحریف حافظه جمعی
تخریب اعتماد مردم به نیروی خود
و القای وابستگی سیاسی
صورت میگیرد.
مثال:
اگر رسانهای مردم را قانع کند که “سرنوشت ایران فقط از لندن یا واشنگتن تعیین میشود”، عملاً استقلال ذهنی جامعه را واگذار کرده است.
رسانهای که مردم را نادیده بگیرد، دیر یا زود رسوا میشود.
تحریم اینترنشنال؛ یک وظیفه واجب ملی
تحریم اینترنشنال:
یک انتخاب شخصی نیست
یک سلیقه سیاسی نیست
یک واکنش احساسی نیست
بلکه یک وظیفه ملی، میهنی واخلاقی است.
تحریم یعنی:
مشروعیتزدایی از جعل
قطع اکسیژن رسانهای استبداد
دفاع از استقلال فکری جامعه
هر کلیک، هر بازدید، هر بازنشر سوخت این ماشین فریب را فراهم می سازد و مابه ازاء آن خون و رنج و درد بیشتر برای مردم ایران است.
جمع بندی و نتیجه بیپرده
نقد اینترنشنال، دفاع از یک جریان خاص نیست؛
دفاع از حق مردم برای حقیقت، انتخاب آزاد و آیندهای بدون قیم است.
وهر رسانهای که در برابر این اصول بایستد،
حتی اگر نام: ’’آزادی” را فریاد بزند،
در عمل، در جبهه استبداد ایستاده است.
رسانهای که:
یک جریان سیاسی را دائماً بزک میکند
گذشته استبدادی آن را تطهیر میکند
وهر نقدی به آن را سانسور یا تمسخر میکند
در حال انجام کار رسانهای نیست؛ در حال مهندسی قدرت است.
تاریخ نشان داده:
رسانههای همدست قدرت میآیند و میروند
اما حافظهی جمعی پاک نمیشود.
هیچ صداگذاری، هیچ تدوین فریبندهای، نمیتواند حقیقت را برای همیشه دفن کند.
واقعیت محض این است که اینترنشنال رسانه نیست؛بلکه یک بازیگر سیاسی پنهان است.
و تحریم آن، نه افراطگری، بلکه حداقلِ مسئولیت شهروندی در یک مبارزه دموکراتیک است. زیرا که
این “نارسانه” علیه دموکراسی، علیه مردم وعلیه ایران عمل می کند.



















