ابوذر غفاری
مرور یک الگوی آشنا در جا به جایی مسئله
در اظهارات اخیر بچه شاه، او با اشاره به برگزاری دو کنفرانس مطبوعاتی در اروپا، از جمله در استکهلم وبرلین، با فرافکنی ودجالیت خاص خودش، درباره خبرنگاران می گوید: «به نظر می رسد که آن ها بیشتر به پرسیدن سوال درباره گذشته وتاریخ ایران علاقه دارند تا درباره آنچه امروز در ایران اتفاق می افتد». او سپس با لحنی انتقادی، رسانههای اروپایی را به بیمسئولیتی وبیتوجهی به حقوق بشر متهم میکند.
اما این روایت، بیش از آنکه یک نقد صادقانه باشد، نمونهای روشن از یک ترفند مزورانه سیاسی یعنی جابهجایی آگاهانه مسئله بهجای پاسخگویی به پرسشهای بنیادین درباره گذشته و نسبت خودش با میراث سیاسی خاندان پهلوی است. او تلاش میکند نقشها را معکوس کند و خود را در جایگاه مطالبهگر بنشاند. این دقیقاً همان نقطهای است که نقدی جدی را طلب میکند.
اولاً، پاسخگویی درباره گذشته، امری انتخابی یا وابسته به پرسش خبرنگاران نیست؛ بلکه شرط حداقلی صداقت سیاسی واخلاقی است. کسی که داعیه نقشآفرینی در آینده یک کشور را دارد، نمیتواند از مواجهه شفاف با کارنامه تاریخیای که به نوعی به آن منتسب است، طفره برود. سکوت در اینباره، با هیچ حملهای به رسانهها پوشیده و جبران نمیشود.
ثانیاً، تعمیم رفتار احتمالی برخی خبرنگاران به کل «اروپا» و «رسانههای غربی»، یک مغالطه آشکار است. این نوع کلیگویی، بیشتر کارکرد احساسی دارد تا تحلیلی ومعمولاً برای برانگیختن حس بیاعتمادی و مظلومنمایی بهکار میرود.
در نهایت، دوگانه سازی «چه شما باشید چه نباشید، ما ادامه میدهیم» نیز بیش از آنکه نشانه استقلال باشد، پوششی است برای گریز از گفتگوی انتقادی و نیز بازتولید مظلوم نمایی است در پوشش مطالبهگری.
سیاست ورزی مسئولانه، نه در فرار از سؤال، بلکه در پاسخ دقیق، شفاف ومستدل به آن معنا پیدا میکند.
این نحوه برخورد، که بیانگرطینت ناپاک بچه شاه می باشد، بیشتر یک جابهجایی ماهرانه مسئله است تا یک پاسخ روشن ومسئولانه.
در یک کلام، آنچه ارائه شده، نه پاسخ است ونه روشنگری؛ بلکه تلاشی است برای تغییر زمین بازی از پاسخگویی به فرافکنی.



















