محمود نیشابوری
دهانها بسته، اما بانگ ما پیچید درهمه دنیا،
به اشرف نشانهای استوار و پر خروش در کهکشان کهکشانها
فریاد آزادی، از دهانِ بستهی زنجیرها
نه دار ودرفش شاه، نه تسبیحِ ریای شیخ،
شکستیم عهد سازش را به تیغِ نابِ کینهها
به زندان گر کشیدند وبه بند وبند کشیدند،
صدای ما رساتر شد ز حلقِ پارهپارهها
قسم بر خون یاران که به خاک افتاده خاموش،
که ما پایان شب هستیم وصبحِ چاره سازها
چه باک از تیغ جلاد وچه باک از حیلهی وعاظ،
که ما مستیم از میِ جنونِ بینیازها
فریادشان در همه پاریس آوازه شد، در همه جا،
که ما نسل خروشانیم، نه فرزند تاریکیها
به نام نان وآزادی، به نام خون ومردی،
به پیکاریم تا برچیدنِ صد ساله رازها…
قسم بر خون یاران که به خاک خفته اند،
که ما برمی چینیم بساط زنجیرها…



















