ابوذر غفاری
قیامی برای آزادی، نه جابه جایی تاج وعمامه
آنچه امروز در خیابانهای ایران جاری است، قیام برای نان وآب نیست؛ قیام برای “نفس کشیدن بدون تحقیر وسرکوب” است. فریاد مردم صریح است: نه استبداد دینی ونه بازتولید استبداد سلطنتی. این حرکت نه نوستالژی برای گذشته، نه معاملهای برای تعویض دیکتاتورها، بلکه تصمیمی روشن برای گذار به دموکراسی وحاکمیت مردم است.
مردم ایران هزینه دادهاند تا بفهمند استبداد، استبداد است؛ چه در لباس عمامه، چه در لباس تاج.
تحریف بزرگ: وقتی دیکتاتوری میخواهد لباس آزادیخواهی بپوشد
همزمان با شعله ور شدن اعتراضات، دستگاه تحریف فعال شده است. یک محور آن رژیم حاکم است و محور دیگرش جریانهایی هستند که سودای بازگشت به گذشته را دارند. سلطنت طلبان بار دیگر وارد میدان شدهاند تا به خیال خام خود با جعل صداگذاریها، خبرسازی دروغین، دستکاری تصاویر و مصادره شعارهای مردم، قیامی علیه هر نوع استبداد را به نفع “بازگشت استبداد خود” مصادره کنند.
الگوی کار روشن است:
نسبت دادن شعارهای ساختگی به مردم
سانسور شعارهای واقعی میدان
القای این دروغ که “تنها آلترناتیو ممکن سلطنت است”
ناامید سازی، دو قطبیسازی و ترساندن مردم از آزادی
معرفی خود بهعنوان ناجی آماده، بدون هیچگونه پاسخگویی به کارنامه گذشته
اما مردم ایران، پس از دههها تجربه رنج و آگاهی، دیگر “قیم سیاسی” نمیخواهند.
قیام اخیر چه میگوید و چه نمیگوید؟
آنچه در خیابان شنیده میشود روشن است:
مطالبه آزادی
لغو هرگونه ولایت و قیمومت سیاسی بر مردم
حق انتخاب، حق نقد و حق تعیین سرنوشت
و همینقدر روشن است که مردم برای بازگشت نظام شاهنشاهی به خیابان نیامدهاند.
آنها نه به عقب برمیگردند و نه دیکتاتوری را به نام “نوستالژی” بزک میکنند.
قیام امروز ادامه یک خط تاریخی است:
از “نه به سلطنت مطلقه” تا “نه به استبداد دینی” و اکنون “نه به هر دو با هم”.
چرا تحریف و صداگذاری جعلی کاری ضد مردمی است؟
زیرا سه کار میکند:
واقعیت میدان وصحنه را وارونه نشان میدهد
انرژی جنبش را از مسیر آزادی به انحراف میکشاند
عملاً به بقای رژیم کنونی کمک میکند و به ادامه یافتن درد و رنج مردم دامن می زند
وقتی حقیقت تحریف شود، سرکوبگر اصلی نفس راحتی میکشد. بههمین دلیل است که تحریفگران و سرکوبگران، هرچند در ظاهر دشمن هم، در عمل مکمل یکدیگر میشوند، چون هر دو از مردم میترسند.
دموکراسی یعنی پایان دادن به خاندانسالاری و ولایتسالاری
دموکراسی یعنی:
هیچ خانوادهای “حق ارثی بر قدرت” ندارد
هیچ فردی “ولیّ مردم” نیست
قدرت یک امانت موقت است نه ملک شخصی
قانون از اراده مردم سرچشمه میگیرد نه از خون و نسب و تبار
بازگشت به سلطنت، بازگشت به منطق قیمومت است؛ همان منطقی که امروز در قالب دیگری بر مردم تحمیل شده است.
قدرت واقعی قیام: آگاهی شهروندی
چیزی که رژیمهای مستبد از آن میترسند، “جمعیت زیاد” نیست؛ شهروندان آگاه هستند.
امروز مردم ایران میدانند:
آزادی را نمیتوان به نام نجات دهندهای مادامالعمر قربانی کرد
نان بدون کرامت، نان نیست
توسعه بدون آزادی، توجیه اشرافیت جدید است
تاریخ را ملتها میسازند، نه خاندانها
این آگاهی، جنبش را شکستناپذیر میکند حتی اگر مسیر دشوار باشد.
پیام قیام به سلطنت طلبان و مستبدان در هر لباس
جامعه ایران کودتا ندیده نیست
زندان ندیده نیست
تبعیض ندیده نیست
و دیگر فریب نمیخورد.
سخن پایانی: راهی که انتخاب شده، راه آزادی است
این قیام، نه فصل جدیدی از “قدرتطلبی گروهها”، بلکه فصل تازهای از “بازگشت انسان به مرکز سیاست” است. مردمی که امروز به خیابان آمدهاند به دنبال تعویض پرده نیستند؛ به دنبال تغییر صحنهاند.
آینده ایران متعلق به:
زنان و مردان آزاد
دانشگاههای بیسانسور
رسانههای مستقل
انتخابات واقعی
و نسلی است که به کسی چک سفید امضا نمیدهد
این بار داستان این است:
نه به دیکتاتوری، چه با تاج، چه با عمامه.
در یک کلام پیام قیام اخیراین است که آزادی فقط با خود مردم میآید، نه با قیم، نه با نجات دهنده.



















