نعمت فیروزی
هنوز بشر در هزاره سوم چند گامی برنداشته بود که تاجران نفت و خون در تبانی با فاشیسم دینی حاکم بر ایران و پس از اشغال عراق، راه انباشت ثروت و غارت منابع ملت ایران را در بزنجیر کشیدن جنبش مقاومت آنان یافتند، سناریویی شوم به اجرا درآمد. آنان پس از بمباران پایگاههای نظامی مجاهدین در اشرف، به مقر سیاسی مقاومت در فرانسه هجوم بردند و کادرها و مسئولان آن را به بند کشیدند؛ با این گمان باطل که پس از ضربه به بدنه نظامی، با بریدن سر جنبش، فاتحهی جنبش مقاومت را بخوانند و بر اجساد رزمندگان آزادی، مدنیت و اهلیشدن وحوش فاشیسم مذهبی را جشن بگیرند! اما یاران و هواداران مقاومت در سراسر جهان، حماسهای ماندگار خلق کردند. یاران مقاومت، علاوه بر به شکست کشاندنِ توطئهی تاجران، برای حفظ برج و باروی استقلال مقاومت و میهن، دست به ابتکاری منحصر به فرد زدند؛ ابتکاری که اکنون «همیاری و گلریزان سیمای آزادی» نام گرفته و امسال به سیامین دورهی برگزاریاش نشستهایم. ابتکاری که در میان جنبشهای مقاومت و انقلابهای جهان معاصر کم نظیر است و اینچنین، پاسخِ استعمار را در زنجیر زدن به دست و پای مقاومت، مستقیم از زبانِ خودِ مردم داد.
در دورانی که ارزشهای اصیل مبارزه، در میان گرد و غبار تبلیغات بورژوایی و تسلیمطلبی گم شده است، واژهی «استقلال» پوسته و پوششی برای وابستگیهای آشکار و نهان شده است، و تسلیم طلبی لباس مدنیت و نفی خشونت، بخود پوشانده است، مفهومی نو از «کس نخارد» در سپهر سیاسی ایران زاده شد؛ همین خوداتکایی مردمی است که مفهومی عمیق از «استقلال» را در سپهر سیاسی ایران زنده نگه داشته است؛ مفهومی که آزادی را نه عطای قدرتهای بیگانه، بلکه حاصل رنج و فداکاری مستقیم یک خلق میداند. در تاریکزار سیاست خاورمیانه، جایی که جریانات سیاسی و رسانهها غالباً در حیاطخلوت دولتهای خارجی نفس میکشند و خطمشی خود را با نوسان بودجههای سفارشی تنظیم میکنند، الگویی قد کشیده که شالودهی تمام مناسبات کهنه و وابستگی را برهم زده است. برنامهای نه برای گردآوری صرفِ وجوه، بلکه نمایشی باشکوه از تجدید پیمانِ ملی؛ جایی که هزاران انسان آزاداندیش، ساعات طولانی در پشت خطوط تلفن به انتظار مینشینند تا سهمی در افراشته ماندن پرچم یک رسانهی مستقل داشته باشند.
“همیاری”، زاییدهی یک ضرورت استراتژیک است. این ابتکار با درایت و انضباط سازمانی شگفتانگیزی، جنبشی شکل گرفته ، و به صورت خیزشی سالانه پدیدار شد که میگفت: حاکمیت مستقل سیاسی، مشروط به قطرهقطرهی دسترنج همین خلق است. طبیعی است این کلمات برای کسانی که سیاست را صرفاً معاملاتی در اتاقهای دربسته میپندارند، نه مفهومی دارد و نه معقولیتی!
در علوم سیاسی، استقلال یک جریان پیش از آنکه در گردهمایی ها و سخنرانیها سنجیده شود، در کفهی ترازوی مالی آن عیار میخورد. رسانهای که نان خویش را از بودجههای استعماری یا لابیهای پنهان قدرت میجوید، ناگزیر است حنجرهاش را به اندازهی خطوط قرمز همان ولینعمتان تنظیم کند. اما آنگاه که قطرهقطرهی هزینههای این نبرد نابرابر از دسترنج پاک کارگران، تبعیدیان و هوادارانِ ازخودگذشته تأمین میشود، «استقلال» از یک واژهی انتزاعی به یک دژ تسخیرناپذیر بدل میگردد؛ دژی که تنها در برابر آرمان آزادی و ارادهی مردم خویش پاسخگوست.
ابعاد این حماسه، فراتر از ارقام و معادلات مالی است؛ این یک «تحول اخلاقی» در درون هر فرد است. یکی از تماس گیرندگان میگوید: «اینجا برای من یک دانشگاه است»؛ دیگری فریاد میزند: «همیاری یک انتخاب اخلاقی برای پاسداشت شرف ملی است»؛ و آن دیگری حس خود را در یک جمله خلاصه میکند: «احساس میکنم قد کشیدم!» این تعابیر، حاکی از یک تحول عمیق اجتماعی است. فردی که دارایی خود را در این صندوق میگذارد، از نقش تماشاچی منفعل خارج شده و قامت یک مبارز تاثیر گذار را به خود میگیرد. او با این کار، بر حس ناامیدی و بینقشی غلبه کرده و ارادهی آزادش را برای تعیین سرنوشت جمعی میهن بکار میگیرد.
برای درک بهتر جایگاه و ارزش الگوی “کس نخارد”، کافی است آن را با سایر جریانات و رسانههای موجود در سپهر سیاسی ایران مقایسه کنیم. در یک سو، جریانات یا رسانههایی قرار دارند که از بیپرنسیپی و از آویزان شدن به قدرتهای جهانی شرم ندارد و به منابع مالی دولتها یا بنیادهای خارجی وابستهاند. این جریانات اگرچه ممکن است از امکانات زیاد و بودجههای هنگفت برخوردار باشند، اما به دلیل فقدان ریشه در بدنه مردمی، فاقد تعهد ملی بوده و با کوچکترین تغییر در منافع حامیان مالی یا تحولات دیپلماتیک، دچار تغییر جهتگیری یا حتی تعطیلی کار میشوند. مخاطبان این رسانهها معمولا مصرف کننده “خبر و تحلیل” های فیک یا نیمه فیک هستند و هیچ حس مسئولیتی نسبت به درستی و کذب آن ندارند.
در این میان، الگوی همیاری مردمی بهعنوان سازوکاری منحصربهفرد برجسته میشود. ویژگی شاخص این الگو، تلفیق شفافیت مالی، ساختار اجرایی کارآمد و ارتباط دوسویه با بدنه اجتماعی است که از اعتماد متقابل میان مردم و رهبری سرچشمه می گیرد. همیاری، آموزهای عملی از این حقیقت تاریخی است که استقلال، کرامت و آزادی، تنها با اتکا به نیروی درون و همبستگی خستگیناپذیر مردمی به دست میآید و پایدار میماند.
تاریخ گواهی میدهد که مبارزات آزادیخواهانهی جهان شاهد جنبشهای اصیل بوده است که نه با تمنای از بیگانه، که با اندیشهی استقلال، از «اوراق قرضه آزادی» (۱) در ایرلند تا شبکههای همبستگی ضدآپارتاید و … همه نمایندهی همین نگرش بودند. یکی در محاصره، دیگری در نبردی نابرابر؛ اما اندیشهشان بر دیوارهای تاریخ، دستنوشتهای شد برای نسلهای بعد که : آزادی، نه فروشی است، ونه گداییکردنی، بلکه ساختنی است. و بدون استقلال مالی، توهمی بیش نیست.
سالها از اولین همیاری گذشته است. جهان، چهره عوض کرده، اما حقیقت، هنوز همان است: در هر زمان، استقلال و آزادی، بهایی دارد. و در هر نسل، کسانی پیدا میشوند که آن بها را نه با تمنا از بیگانگان، که با جان و مال خویش میپردازند. این بار، این حرکت بر شانههای نسلی ایستاده که تبعید را، زندان را، و خزانهای پیاپی را تجربه کرده؛ اما باز برخاسته است. اگر سایر جریانات، در اولین مراحل، بیبودجه و بیپشتوانه از پا افتادند، این جنبش اما به دلیل ریشه داشتن در دل هزاران جویبار مردمی، زوالناپذیر باقی مانده است.
پاورقی:
(۱) در جریان جنگ استقلال ایرلند (۱۹۱۹ تا ۱۹۲۱)، جنبش جمهوریخواه ایرلند و شاخه نظامی آن یعنی ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA) برای تأمین مالی نبرد علیه بریتانیا دست به انتشار یک کمپین کمنظیر جمعآوری کمکهای مردمی زدند که به «وام ملی جمهوری ایرلند» معروف شد.



















