ابوذر غفاری
انقلاب ۱۳۵۷ قرار بود سرآغاز آزادی و دموکراسی باشد؛ اما خیلی زود، سیطره قدرتطلبانه “ولایت فقیه” مسیر جامعه را تغییر داد و پروژه آزادیخواهی مردم را در معرض مصادره قرار داد. در آن روزهای بحرانی، نیرویی اجتماعی و نوظهور پا به میدان گذاشت که توانست مقاومت را از واکنش پراکنده به مبارزه سازمانیافته ارتقاء دهد، نسل میلیشیای مجاهد خلق.

میلیشیا فقط یک تشکل نبود؛ ضرورت تاریخی دفاع از آزادی بود. ضرورت خنثیکردن پروژه قبضه کامل قدرت بهوسیله خمینی، سرکوب نیروهای مترقی و تحمیل استبداد دینی بر انقلاب مردم.
تولد میلیشیا؛ تثبیت حق مردم برای حضور در سیاست
پس از گروگانگیری سفارت آمریکا و تصویب قانون اساسی ولایت فقیه، فضای سیاسی ایران بهسرعت بسته شد. در واکنش به این انحصارطلبی و برای نگاهبانی از حق مردم برای مشارکت سیاسی، میلیشیا در آذر ۱۳۵۸ اعلام موجودیت کرد. نیرویی متکی بر جوانان، دانشجویان، دانشآموزان و اقشار مختلف که میخواست نگذارد انقلاب مردم به امتیازی ارثی برای یک طبقه تبدیل شود.
رژه ۲۰ فروردین ۱۳۵۹؛ اعلام حضور نسلی که انقلاب را پس نمیداد

آن روز که نیممیلیون نفر از میلیشیا در رژه بزرگ شرکت کردند، جامعه ایران شاهد رویارویی دو جبهه بود:
جبهه ای برای آزادی مردم در مقابل جبهه ای برای تثبیت انحصارطلبی یک فاشیسم مذهبی و یک نیروی ارتجاعی مهیب.
میلیشیا نشان داد که انقلاب هنوز مال مردم است، و هنوز تسلیم نشده است.
زنان؛ نقطه گسست تاریخی و رهبری نوین
حضور درخشان زنان و دختران جوان در میلیشیا، شکافی واقعی در فرهنگ پدرسالارانه ایجاد کرد. آنان نه “همراه”، بلکه گرداننده صحنه رزم بودند؛ توزیع نشریه، سازماندهی، دفاع از خود و ایستادگی خیابانی. این تجربه بعدها مسیر تاریخی حضور زنان در سطح فرماندهی ارتش آزادیبخش را هموار کرد.
نسل فدا؛ کبوتران خونینبال
میلیشیا فقط سازماندهی نبود، پایه گذاری فدا هم بود. رژیم “ولایت فقیه” خیلی زود ماشین سرکوب را بر این نسل متمرکز کرد:
دستگیری، زندان، شکنجه، اعدام، تیرباران در خیابانها و پشتبامها.
بخش چشمگیری از میلیشیای مجاهد خلق در آن سالها با چشم دوختن به افق روشن فردا و با ایمان بیپایان به آزادی، جان باختند.
به واقع معصومیت و مظلومیت در رخساره تک تک میلیشیا ها نمایان بود و چشمان آنان صداقت را فریاد میزد.
هیچکس در این نسل برای خود چیزی نمیخواست؛ تمام هویتشان در آزادی مردم معنا میشد.
همین ازخودگذشتگی سبب شد نامشان بهحق در تاریخ به نام نسل فدا و کبوتران خونینبال تثبیت شود؛ نسلی که مظلومانه و معصومانه اما آگاهانه و با فدای بیکران، قیمت ایستادگی در برابر تمامیتخواهی خمینی را پرداخت.
۳۰ خرداد ۱۳۶۰؛ مسدود شدن راه مسالمت و بلوغ میلیشیا به ارتش آزادیبخش
وقتی تظاهرات نیممیلیونی مردم به گلوله بسته شد، راه مبارزه مسالمتآمیز پایان یافت. میلیشیا از دل این نقطه تاریخی وارد مرحلهای تازه شد و هزاران میلیشیای بازمانده با مقاومت و ایستادگی در برابر هجوم وحشیانه پاسداران و کمیته چی های وحشی و جنایتکار خمینی، پایههای “ارتش آزادیبخش ملی ایران” را ساختند؛ ارتشی که نبودش در سال ۱۳۵۷ اجازه داد خمینی بر موج انقلاب سوار شود و حرث و نسل میهن را بر باد دهد.
از میلیشیا تا کانونهای شورشی؛ استمرار یک مسیر پرشکوه و افتخارآمیز
امروز کانونهای شورشی ادامه همان جریان تاریخیاند؛ شکل جدید سازماندهی همان “نسل فدا”.
همان روحیه، همان ایمان، همان هدف: پیوند آزادی با تشکل و سازمانیافتگی.
از رژه میلیشیا تا صفوف ارتش آزادیبخش و تا شعلههای کانونهای شورشی، یک حقیقت پایدار دیده میشود:
مقاومت در ایران هرگز قطع نشده؛ بلکه ادامه و تکامل یافته و این پرشکوه ترین و افتخارآمیزترین
روندی است که در مسیر آزادی و دموکراسی جریان داشته.
اگر میلیشیا نبود…
اگر میلیشیا نبود، مقاومت در برابر استبداد دینی در همان سالهای نخست نابود میشد؛
اگر میلیشیا نبود، امروز نظام “ولایت فقیه” در این وضعیت درماندگی و فروپاشی قرار نداشت.
نسل از جان گذشته میلیشیا سد بزرگی در برابر پروژهای بود که خمینی و شبکه آخوندی برای آن برنامهریزی کرده بودند:
حاکمیت استبداد دینی برای نسلها و قرنها، خاموش کردن هر صدای معترض، گرفتن حق حیات سیاسی و فکری جامعه و تثبیت یک حکومت مطلقه که حتی “اجازه نفس کشیدن” به مردم نمیداد.
میلیشیا این رؤیای حاکمیت ابدی را شکست.
اراده سازمانیافتهای که خمینی تصور نمیکرد بتواند در برابر ماشین قتل، زندان، اعدام و سانسور دوام بیاورد، نهتنها دوام آورد، بلکه بذر مقاومت را در شهرها، کارخانهها، دانشگاهها و ذهن و قلب مردم کاشت.
میلیشیا ثابت کرد که جامعه ایران مألوف ظلم نمیشود؛ گه نسل جوان پذیرا و سازگار با خاموشی نیست؛ که آزادی اگر سازمان پیدا کند، میتواند حتی در زیر تیغ سرکوب هم تکثیر شود.
و امروز همان نظامی که میخواست برای قرنها سلطهاش را تضمین کند، در سراشیبی سقوط و سرنگونی قرار دارد، نه الزاما از روی ضعف ساختاری بلکه به دلیل قدرت اجتماعی و تاریخی مقاومتی که میلیشیا آن را بنیان گذاشت.
میلیشیا نه فقط یک تشکل، بلکه بنیان گذار سنت آزادیخواهی سازمانیافته در تاریخ معاصر ایران بود. تداوم و بقای این سنت تضمین می کند که استبداد گذراست و آنچه در تاریخ پایدار میماند آزادی و اراده مردم است زیراکه تاریکی پایان دارد، اما آنچه پایان ناپذیر است آزادی است.



















