ابوذر غفاری
در تاریخ معاصر ایران، از مشروطه تا نهضت ملی شدن نفت، از قیام ۵۷ تا خیزشهای دهههای اخیر، همواره نسلی برخاسته که سودای آزادی در دل داشته است. اما هیچیک از آن خیزشها، با وجود شجاعت و فداکاری بسیار، به آزادی و دموکراسی پایدار منتهی نشد. علت این ناکامی را باید در نبودِ یک آلترناتیو جدی و متشکل، نبود آگاهیِ فراگیر و سوءاستفادهی نیروهای فرصتطلب از جهل عمومی جستوجو کرد. در انقلاب ۵۷، خمینی و آخوندهای وابسته به او با فریب و دروغ و با سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم، خود را بر موج قیام سوار کردند و دستاورد آن نسل را به دیکتاتوری تازهای تبدیل نمودند.
اما نسل کنونی، یا همان نسل Z، در نقطه مقابل آن گذشته قد برافراشته است. این نسل در عصری رشد یافته که دسترسی به اطلاعات، آگاهی و ارتباطات جهانی بیسابقه است. جوان امروز ایران دروغ را از حقیقت به خوبی تشخیص میدهد، تبلیغات حکومتی را تحلیل میکند و میان آزادی و دیکتاتوری مرز روشن میکشد. دیگر نه شیخ را منجی میداند و نه شاه را پناه؛ زیرا از تجربه تاریخی ملت خود آموخته که استبداد با هر لباسی، استبداد است. این نسل هم معنا و مفهوم آزادی را خوب درک می کند و هم دیکتاتوری را و دیگر فریب نمی خورد.
آگاهی بهعنوان سلاح اصلی در برابر جهل
از قدیم مشهور است که: “آگاهی عمومی شرط لازم، مبنا و پایه اصلی یک جامعه آزاد و دموکراتیک است”.
در حال حاضر در جامعه ایران نسل Z، بر خلاف نسل های پیشین، به دانش، تحلیل و تجربه زیسته دیجیتال خود مسلح است. شبکههای اجتماعی برای او صرفاً ابزار ارتباط نیستند، بلکه میدان آموزش، تبادل اندیشه و سازماندهیاند. در قیامهای آبان ۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، این آگاهی در عمل به نمایش گذاشته شد؛ جوانان با تاکتیکهای ارتباطی نوین، روایتهای رسانهای رژیم را خنثی کردند و در برابر سرکوب و سانسور، شبکههایی از حقیقتگویی و همبستگی ساختند. این، همان نیرویی است که رژیم “ولایتفقیه” از آن در وحشت است.
اصلاح طلبان و اپوزیسیون قلابی؛ تجربهای تکرارشده و عبور از فریب
یکی از نشانههای بلوغ سیاسی این نسل، شناخت و عبور آگاهانه از جریانهای موسوم به اصلاحطلبی و اپوزیسیونهای دروغین است. جوان امروز ایران دیگر به شعار “تغییر از درون” باور ندارد، زیرا تجربه دهههای گذشته نشان داد که اصلاحطلبان در واقع نه مخالف نظام، بلکه بخش نرمافزاری همان دیکتاتوریاند؛ مأمورانی برای حفظ نظام با چهرهای بزکشده. همانطور که اپوزیسیونهای ساختگی و فرصتطلب خارجنشین، بدون ریشهی مردمی، جز بازیگران تکراری صحنههای بیاثر سیاسی نیستند.
نسل Z این چهرهها را خوب میشناسد و دیگر گول وعدههای مبهم و شعارهای عوامفریبانه را نمیخورد. برعکس، معیارش روشن است: آزادی، دموکراسی واقعی، برابری زن ومرد وجدایی دین از دولت. هر جریان وشخصی که از این اصول فاصله دارد، نزد این نسل بیاعتبار است. واین خود
هم بزرگ ترین شکست سیاسی برای رژیمی است که بقای خود را بر فریب و انحراف افکار عمومی بنا کرده بود و هم جدی ترین مانع در برابر فرصت طلبان و میوه چینان.
جوانان ایرانی در خارج کشور؛ صدای جهانی مقاومت
در کنار خیزشهای درونی، نسل جوان ایرانی در خارج از کشور امروز به بازوی بینالمللی جنبش آزادیخواهی تبدیل شده است. از اروپا تا امریکا و استرالیا، هزاران جوان ایرانی که در کشورهای آزاد رشد کردهاند، با آگاهی از رنج مردم داخل، صدای آنان را به جهان میرسانند. آنان در دانشگاهها، پارلمانها و رسانهها، چهره واقعی رژیم ولایتفقیه را افشا میکنند و از مقاومت سازمانیافته مردم ایران دفاع مینمایند.
در گردهمایی سوم آبان ۱۴۰۳ با حضور خانم مریم رجوی، همین نسل جوان از سراسر جهان، با انرژی و ایمان خود نشان داد که مبارزه محدود به جغرافیا نیست. آنان پیام جوانان قیامهای آبان ۹۸ و ۱۴۰۱ را تکرار کردند: «آینده ایران در دستان ماست، نسلی که نه سازش میکند و نه تسلیم.»
این پیوند میان جوانان داخل و خارج، شکاف سرکوب را پر کرده و مبارزه را از سطح ملی به سطح جهانی برده است. جوان خارج، صدای سانسورشده داخل را فریاد میزند و جوان داخل، با جسارت و خون خود، راه را برای آزادی باز میکند. در نتیجه، جنبشی شکل گرفته که هم در خیابانهای ایران ریشه دارد و هم در وجدان جهانیان.
امید، جوهره مقاومت نسل Z
امروز امید برای این نسل معنایی تازه یافته است. امیدِ نسل Z، نه صبر و انتظار، بلکه حرکت و ایستادگی است. این نسل بهخوبی میداند که آزادی هدیه نیست، بلکه نتیجه اراده آگاه و تلاش جمعی است. از دل زندانها، از خاکسپاری شهیدان و از فریاد “مرگ بر دیکتاتور”، این نسل امید را بازتعریف کرده است: امید به تغییر نه در آیندهای دور، بلکه در اقدام امروز و امید به مثابه منبع نیرو و انرژی آزاد شده.
در جهان امروز که استبداد میکوشد ناامیدی را بگستراند، نسل Z همچون مشعل روشن در تاریکی میدرخشد. او ثابت کرده است که حتی در زیر سرکوب و فیلترینگ و گلوله، میتوان آزاد اندیشید، سخن گفت و راه آینده را گشود و همین امید آگاهانه، خود سلاحی است استراتژیک در نبرد با جهل و نظام پلید ولایت.
جمعبندی
در یک کلام، نسل Z نقطه پایانی بر دوران جهل و فریب است. نسلی که نه فریب آخوند را میخورد، نه نوستالژی سلطنت را باور دارد، نه اصلاحطلبی را نجاتبخش میبیند. نسلی که با دانش و آگاهی، با همبستگی جهانی و با امیدِ متکی بر عمل، راه آزادی را هموار میکند. این نسل، نه تماشاگر تاریخ، بلکه نویسنده فصل نهایی آن است، فصلی که در آن، “ولایت فقیه” سقوط میکند و ایران آزاد دوباره زاده میشود.
پس بیایید تردیدها و موانع ساختگی اذهان مان را کنار زده و این نسل آینده ساز را باور کنیم.
وطن و مردم ما با برخورداری از چنین سرمایه ارزشمند و تاریخی، که بازتاب و نتیجه منطقی و تکاملی بیش از یک قرن دیکتاتوری پیوسته می باشد، آینده ای روشن و درخشان در پیش رو دارد.
هرگونه تردید در این امر ما را از غافله آزادی و دموکراسی بیگانه و دور می سازد.



















