هوشیاری در طوفان خبرها؛ چگونه حقیقت را از هیاهوی رسانه‌ای تشخیص دهیم

ابوذر غفاری

اصول درست فهم وتحلیل اخبار در روزگار بحران

در روزهایی که خبرهای مربوط به ایران، جنگ وتحولات سیاسی با سرعتی خیره‌کننده در رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر می‌شود، افکار عمومی با انبوهی از روایت‌های گاه متناقض روبه‌رو است. بخشی از این خبرها واقعی‌اند، اما در کنار آن‌ها خبرهای ساختگی، تحریف‌شده یا آگاهانه دروغین نیز به‌وفور دیده می‌شود. این آمیختگیِ حقیقت ودروغ، فضای ذهنی جامعه را پیچیده وگاه آشفته می‌کند. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز ضرورت می‌یابد هوشیاری وبرخورد آگاهانه با خبرها است.

در بحران‌های سیاسی ونظامی، تنها جنگ در میدان رخ نمی‌دهد؛ جنگ روایت‌ها وجنگ روانی نیز همزمان جریان دارد. قدرت‌های سیاسی ورسانه‌ای می‌کوشند تصویری از واقعیت بسازند که در خدمت اهداف و منافع آنان باشد. از همین رو، شایعه‌سازی، بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی رویدادها وحتی تولید خبرهای جعلی، به ابزاری برای اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل می‌شود. بنابراین دیدن یا شنیدن یک خبر، به‌تنهایی به معنای قطعی بودن آن نیست.

نخستین اصل در مواجهه با چنین فضایی، دقت در منبع خبر و مقایسه روایت‌های مختلف است. هیچ خبر مهمی را نباید تنها بر پایه یک رسانه یا یک کانال پذیرفت. بررسی منابع گوناگون، توجه به اعتبار رسانه‌ها و سنجش شواهد مستقل می‌تواند تا حد زیادی از خطاهای تحلیلی جلوگیری کند.

اصل دوم، پرهیز از واکنش‌های هیجانی است. 

بسیاری از خبرهای دروغین دقیقا برای ایجاد ترس، یأس یا هیجان شدید طراحی می‌شوند. هنگامی که ذهن انسان در وضعیت اضطراب یا هیجان قرار می‌گیرد، قدرت تحلیل منطقی کاهش می‌یابد. اندکی مکث پیش از باور کردن یا بازنشر یک خبر، گاه از افتادن در دام عملیات فریب جلوگیری می‌کند.

اصل سوم، تفکیک خبر از تحلیل است. در فضای مجازی اغلب این دو درهم می‌آمیزند. خبر باید مبتنی بر داده و واقعیت قابل بررسی باشد، اما تحلیل دربردارنده برداشت و تفسیر افراد از آن داده‌هاست. اگر این مرز روشن نباشد، ممکن است برداشت‌های شخصی به جای واقعیت پذیرفته شوند.

اصل چهارم، دیدن تصویر بزرگ‌تر تحولات است. تحولات سیاسی و اجتماعی معمولاً پیچیده و چندلایه‌اند و نمی‌توان آن‌ها را با یک خبر یا یک حادثه توضیح داد. تحلیل دقیق زمانی شکل می‌گیرد که مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، سیاسی و اجتماعی در کنار هم دیده شوند و از قضاوت‌های شتاب‌زده پرهیز شود.

در نهایت باید به یاد داشت که یکی از هدف‌های جنگ روانی، مرعوب کردن و ایجاد ناامیدی در جامعه است. فرد یا جامعه‌ای که بتواند با عقلانیت، صبر و نگاه نقادانه به اخبار بنگرد، کمتر دچار سردرگمی و ترس می‌شود و بهتر می‌تواند حقیقت را از هیاهوی رسانه‌ای تشخیص دهد.

جمع‌بندی

در طوفان خبرها نباید تنها در پشت موج روایت‌ها حرکت کرد یا منفعلانه در مسیر آن‌ها قرار گرفت وبا باد خبرها هم جهت شد. راه درست آن است که با پایبندی آگاهانه به اصول عقیدتی، سیاسی، انسانی، اخلاقی وفرهنگی، هر خبر را در ظرف وبستر واقعی خود سنجید وبا نگاهی نقادانه آن را ارزیابی و تحلیل کرد. چنین رویکردی سبب می‌شود که فرد یا جامعه نه اسیر هیاهوی خبری شود ونه مرعوب فضای روانی‌ای که گاه به‌صورت هدفمند برای ایجاد ترس، یأس و سردرگمی ساخته می‌شود. فرد یا جامعه‌ای که خبرها را در چارچوبی اصول‌مند وعقلانی تحلیل کند، تنها مصرف‌کننده روایت‌ها نخواهد بود؛ بلکه خواهد توانست بر موج‌های ساختگی خبر پیشی بگیرد و تهدیدهای نهفته در جنگ روانی و عملیات فریب را بهتر بشناسد.

پس:

نباید در طوفان خبرها، اسیر موج روایت‌ها شد بلکه باید هشیارانه، آگاهانه واصولمند بر موج خبرها پیشی گرفت.

طوفان خبرها می‌تواند ذهن‌ها را بلرزاند، اما ذهن نقاد هرگز در برابر شایعه زانو نمی‌زند.

آن‌که بی‌تأمل خبرها را می‌پذیرد، ناخواسته پژواک صدای کسانی می‌شود که حقیقت را پنهان می‌کنند.