هویت بازیافتی: تحلیلی بر۱۲۰ سال مبارزه وهویت ‌زدایی در ایران

محمود نیشابوری

با دوست باش گر همه آفاق دشمنند 

کو مرهمست اگر دگران نیش می‌زنند

سعدی

مقدمه

تاریخ معاصر ایران، به ویژه در ۱۲۰ سال اخیر، شاهد تحولات عمیق اجتماعی، سیاسی وفرهنگی بوده است. در این دوران، مفهوم «هویت» به یکی از چالش ‌برانگیزترین مسائل تبدیل شده، به طوری که حاکمیت‌های مختلف با رویکردهای متفاوت، سعی در باز تعریف یا حتی هویت‌ زدایی از جامعه ایرانی داشته‌اند. این مقاله به بررسی انتقادی این پدیده، پیامدهای آن بر ساختارهای اجتماعی وفرهنگی، ودر نهایت، به طرح‌های پیشنهادی برای بازیابی هویت ملی و انسانی می‌پردازد.

هویت‌زدایی در دوران پهلوی ونظام آخوندی

مبارزات ۱۲۰ ساله مردم ایران علیه ستمگری، نشان‌ دهنده تلاشی مستمر برای حفظ وبازیابی هویت اصیل ایرانی در برابر فشارهای داخلی وخارجی است. در این میان، دو دوره پهلوی وجمهوری اسلامی، هر یک به شیوه خود، به «هویت‌ زدایی» از جامعه ایرانی پرداخته‌اند:

دوران پهلوی: تجددگرایی پوشالی-انقلاب سفید-وتمدن بزرگ!

در دوران پهلوی، به ویژه در زمان رضا شاه، سیاست‌های تجددگرایانه با رویکردی از بالا به پایین وبا تأکید بر مؤلفه‌های ناسیونالیستی وباستان ‌گرایی دنبال شد. هدف این سیاست‌ها، ایجاد هویتی همسو با دیدگاه‌های حاکمیت بود که دربسیاری موارد، به بی‌اعتنایی به فرهنگ ملی وعوامل سازنده آن منجر شد. یکی از بارزترین نمونه‌های این هویت‌زدایی، اجبار به کشف حجاب بود که با فشار وستمگری، چادر را از سر زنان برداشت. این اقدام، نه تنها به آزادی واقعی زنان منجر نشد، بلکه به نوعی سلب حق انتخاب وتحمیل یک سبک زندگی خاص بود.

دوران جمهوری اسلامی: ایدئولوژی‌زدگی وتحمیل مذهبی

پس از انقلاب ۱۳۵۷، با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، رویکردی کاملاً متفاوت اما با نتیجه‌ای مشابه در قبال هویت جامعه اتخاذ شد. این بار، ایدئولوژی مذهبی حاکمیت، به تحمیل ارزش‌ها وشئونات خاص خود پرداخت. خمینی با اعمال حجاب اجباری، بار دیگر حق انتخاب پوشش را از زنان سلب کرد واین بار، چادر وحجاب اجباری را به عنوان نمادی از هویت مطلوب خود، بر جامعه تحمیل نمود. این سیاست‌ها، بدون احترام به شئونات مذهبی وفرهنگی متنوع جامعه، به تبلیغات درباری وحوزوی دامن زد وبه نوعی دیگر ازهویت‌زدایی منجر شد.

پیامدهای هویت‌زدایی: فروپاشی اجتماعی

این دو رویکرد متضاد اما درعمل مشابه در سلب حق انتخاب وتحمیل هویت، پیامدهای ویرانگری بر ساختارهای اجتماعی ایران داشته است. هویت‌زدایی، به تدریج باعث فروپاشی خانواده‌ها، رواج طلاق به امری عادی، فقر ونداری گسترده، وافزایش زندان، شکنجه واعدام شده است. این معضلات، نه تنها ریشه در سیاست‌های اقتصادی واجتماعی دارند، بلکه با بحران هویت وسلب کرامت انسانی نیز گره خورده‌اند.

طرح‌های انقلابی برای بازیابی هویت: طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی

در میان این مبارزات وچالش‌ها، جریان‌هایی نیز به دنبال ارائه راهکارهای انقلابی برای بازیابی هویت وساختن ایرانی آزاد وسربلند بوده‌اند. یکی از این طرح‌ها، «طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای آینده ایران» است که از دل مبارزات مجاهدین وبا دیدگاهی عمیق ووسیع از جامعه، به مقابله با هویت‌زدایی پرداخته است. این طرح، چکیده خواست مردم ومقاومت ایران برای یک جمهوری کثرت‌گرا بر پایه اصول زیر است:

۱.نه به ولایت فقیه: آری به حاکمیت مردم در یک جمهوری با رأی آزاد وکثرت‌گرا.

۲.آزادی‌های اساسی: آزادی بیان، احزاب، اجتماعات، مطبوعات وفضای مجازی؛ انحلال نهادهای سرکوبگر.

۳.تضمین حقوق فردی واجتماعی: طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ ممنوعیت شکنجه ولغو حکم اعدام.

۴.جدایی دین ودولت: آزادی ادیان ومذاهب.

۵.برابری کامل زنان ومردان: در حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی؛ حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل واشتغال.

۶.دادگستری مستقل: طبق معیارهای بین‌المللی؛ الغاء قوانین شریعت آخوندی وبیدادگاه‌های انقلاب اسلامی.

۷.خودمختاری اقوام وملیت‌های ایرانی: رفع ستم مضاعف.

۸.عدالت وفرصت‌های برابر: در اشتغال وکسب وکار برای تمام مردم ایران؛ احقاق حقوق کارگران ودهقانان.

۹.حفاظت واحیای محیط زیست.

۱۰.ایران غیر اتمی: عاری از تسلیحات کشتار جمعی؛ صلح، همزیستی وهمکاری های بین المللی ومنطقه‌ای.

این طرح، با نفی کامل استبداد شیخ وشاه، به دنبال ایجاد ایرانی است که درآن، هویت اصیل و کرامت انسانی افراد محترم شمرده شود و جامعه بر پایه آزادی، عدالت و برابری بنا گردد.

نتیجه‌گیری

پدیده هویت ‌زدایی در تاریخ معاصر ایران، چه در دوران پهلوی وچه در دوران جمهوری اسلامی، پیامدهای عمیق ومخربی بر جامعه داشته است. مبارزات مردم ایران در ۱۲۰ سال اخیر، نشان‌دهنده تلاش برای مقاومت در برابر این هویت‌زدایی وبازیابی کرامت انسانی است. طرح‌هایی نظیر طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، با ارائه چشم‌اندازی روشن از آینده‌ای آزاد ودموکراتیک، می‌توانند راهگشای این مسیر باشند وبه ساخت ایرانی سربلند وآزاد کمک کنند.

این وظیفه همه ایرانیان دردمند وآزادیخواه هست که در کنار مقاومت سرشته بخون با رهبران بی بدیل مسعود ومریم با چراغ راهنمای نه شاه ونه شیخ بایستند تا سرنگونی این شیخگان ریا کار وستمگر محقق گردد.

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت 

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت 

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

حافظ