پیام اخیر رضا پهلوی: دعوت به سکون در لحظه‌ جوشش خیابانی

ابوذر غفاری

در روزهایی که شهرهایی چون آبدانان، ایلام و ملکشاهی شاهد به‌صحنه‌آمدن مردم، تسلط بر اماکن نظامی و هزینه دادن واقعی در کف خیابان هستند، پیام اخیر رضا پهلوی مبنی بر دعوت به “شعار دادن در منازل و در ساعت مشخص” نه تنها با واقعیت میدانی هم‌خوانی ندارد، بلکه عملاً همچون آب سردی است بر شعله‌ داغ اعتراضات. محتوای پیام او چنین است:

“پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، ساعت ۸ شب، در خیابان‌ها یا حتی از منازل خود شعار بدهید، و بر اساس بازخورد این حرکت، فراخوان‌های بعدی اعلام خواهد شد.”

این پیام چند اشکال بنیادین و پرسش اساسی را پیش می‌کشد که نمی‌توان از آن عبور کرد.

۱. عقب‌ ماندگی آشکار از صحنه‌ واقعی مبارزه

در حالی که مردم در خیابان‌ هستند، هزینه می‌دهند، بازداشت و زخمی می‌شوند و برخی شهرها شاهد خلع سلاح و تسلط بر اماکن نظامی بوده‌اند، دعوت به “شعار در خانه و خیابان” چه معنایی دارد؟

وقتی واقعیت صحنه و خیابان جنگ و گریز و درگیری است؛ توصیه به دادن شعار صرف، یعنی عقب‌نشینی و سنگ اندازی در مسیر حرکت مردم.

وقتی اعتراض از سطح شعار گذشته؛ بازگرداندن آن به سطح شعار یعنی کاهش دینامیک حرکت

زمانی که مردم عملاً ابتکار عمل را به‌دست گرفته‌اند؛ این پیام در تضاد با روح جنبش میدانی است

چنین فراخوانی نشان می‌دهد که در بهترین و خوش بینانه ترین حالت گوینده از ریتم واقعی جامعه عقب است و نه رهبر آن، بلکه دنباله‌روِ کندِ آن به نظر می‌رسد.

۲. همصدایی ناخواسته با ادبیات رسمی حاکمیت

امروز خود حاکمیت چه می‌گوید؟

حرف حاکمیت و خود خامنه ای (طبق سخنان خودش) این است که:

“اعتراض خوب است اما بدون اغتشاش”

“شعار بدهید اما تقابل و درگیری نکنید”

دعوت رضا پهلوی به شعار خانگی و… دقیقاً در چارچوب همین ادبیات می‌گنجد. این هم‌نوایی، حتی اگر ناخواسته باشد، اما نتیجه‌اش چیست؟

بی‌خطرسازی اعتراض

تخلیه انرژی خیابانی

مشروعیت‌بخشی به روایتی که نظام خواهان آن می باشد

وقتی رهبر نظام می‌گوید “اعتراض با اغتشاش فرق دارد” و شما دقیقاً به همان مدل “اعتراض بی‌خطر” فرا می‌خوانید، نه در برابر حاکمیت که در کنار خط قرمزهای آن ایستاده‌اید.

۳. مشروط‌ سازی حرکت مردم به “بازخورد” و تصمیم بعدی شخصی

در پیام تصریح می‌شود:

“در نتیجه بازخورد این حرکت، فراخوان‌های بعدی را اعلام خواهم کرد.”

یعنی:

شما فقط فعلاً شعار بدهید

ببینم چه می شود

بعد من تصمیم می‌گیرم چه کنید

این منطق بیشتر شبیه “مدیریت از بالا به پایین” و نگاه قیم‌مآبانه است تا همراهی با مردم. در حالی که مردم پیشاپیش در صحنه‌اند، چنین لحنی بوی تعلیق و معطل‌کردن حرکت را می‌دهد، نه تسریع و پشتیبانی آن را.

۴. سؤال اساسی: وقتی خون در خیابان ریخته می‌شود، آیا تعطیلات در اولویت است؟

یک پرسش جدی و اخلاقی مطرح است:

در روزهایی که مردم جان می‌دهند و خون می‌دهند

آیا ماندن در تعطیلات و صدور پیام از دوردست پذیرفتنی است؟

رهبر سیاسی اگر مدعی نمایندگی مردم است:

در کنار آنان می‌ایستد

هزینه می‌دهد

حداقل از آسایش شخصی خودش می‌گذرد

نه اینکه “از همان‌جا” پیام بدهد و از مردم بخواهد شعار بدهند و منتظر “فراخوان بعدی” باشند.

۵. زمانِ جوشش، زمانِ سرد کردن نیست

تجربه‌ی سیاسی می‌گوید:

جنبش‌ها در لحظه‌های جوشش نیازمند تقویت اراده‌ جمعی‌اند

نه دعوت به خانه‌نشینی و فروکاستن کنش به شعار

هرگونه دعوت به کاهش سطح کنش در اوج حرکت، عملاً نقش ترمز را بازی می‌کند

وقتی مردم به‌طور خودجوش پیش افتاده‌اند، هر پیام سیاسی باید:

انرژی را تجمیع کند

امید را افزایش دهد

نه اینکه با واژه‌های آرام‌ساز، آتش را به خاکستر بدل کند

۶. تناقض میان ادعا و رفتار

از یک سو:

ادعای رهبری سیاسی و آلترناتیو بودن مطرح است

از سوی دیگر:

نبود حضور در لحظه‌های حساس

صدور پیام‌های از راه دور

فراخوان‌هایی که با کف خیابان هم‌خوان نیست

این دو با هم جمع نمی‌شوند. رهبری واقعی:

پیشاپیش حرکت می‌کند

نه در پی آن

ونه در موضع توصیه ‌کننده‌ محتاط و دورایستاده

۷. جمع‌بندی

پیام اخیر رضا پهلوی با واقعیت میدانی جامعه هم‌خوان نیست

خواسته یا ناخواسته با ادبیات رسمی حاکمیت هم‌افق می‌شود

سطح کنش مردم را از خیابان به شعار خانگی تقلیل می‌دهد

نقش ترمز را در لحظه‌ شتاب ایفا می‌کند

و پرسش‌های جدی درباره‌ مسئولیت‌پذیری سیاسی و اخلاقی او ایجاد می‌کند

در زمانی که مردم هزینه‌ واقعی می‌دهند، هر دعوت به “تقلیل حرکت” نه تنها “احتیاط سیاسی” نیست، بلکه اقدامی است ضد مردمی و علیه قیام مردم زیرا که آگاهانه یا ناآگاهانه باعث فروکش کردن و سرد شدن شعله‌ قیامی می شود که با خون و جان مردم بی دفاع و بیگناه برافروخته شده و این کار در بطن خود عملی بی شرمانه و ننگین است.