ابوذر غفاری
تهدید دیروز، تمجید امروز؛ وقتی مواضع با باد سیاست میچرخد
در سیاست، تغییر موضع اگر بر پایه یک بازنگری صادقانه وشفاف صورت گیرد، میتواند نشانه بلوغ سیاسی باشد. اما هنگامی که این تغییرات بهصورت ناگهانی، متناقض وتابع تحولات لحظهای رخ دهد، بیش از هر چیز نشانه فرصتطلبی و موجسواری سیاسی است. نمونهای روشن از این الگو را میتوان در مواضع اخیر رضا پهلوی درباره قومیتهای ایرانی مشاهده کرد.
در پیام نخست، او با لحنی هشدارآمیز از “تمامیت ارضی” سخن گفت وحتی از امکان ورود ارتش برای مقابله با جریانهای قومی سخن به میان آورد. این پیام در عمل، مطالبات قومی را در چارچوب یک تهدید امنیتی قرار داده و ادبیاتی سخت و تهدیدآمیز را بازتاب میداد.
اما در فاصله زمانی کوتاهی، با انتشار خبرهایی درباره ارتباطات و گفتوگوهای سیاسی مرتبط با نیروهای کرد در فضای پیرامون ترامپ، ناگهان پیام دیگری از سوی وی منتشر شد. در این پیام، همان قومیتها به “سرمایه ملی” تبدیل شدند، از تنوع فرهنگی ایران تمجید شد ولحن تهدید آمیز جای خود را به ادبیاتی آشتیجویانه داد.
این تغییر سریع، بیش از آنکه نشانه یک تحول فکری باشد، تصویری از چرخش ۱۸۰ درجهای در موضعگیری سیاسی ارائه میدهد.
اما مسئله فقط به این مورد محدود نمیشود. چنین چرخشهایی در مواضع سیاسی رضا پهلوی سابقهای طولانی دارد. یکی از نمونههای روشن آن در برخورد با مسئله خشونت در مبارزه سیاسی دیده میشود. او در مقاطع مختلف بارها بر نفی خشونت ومبارزه مسالمتآمیز تأکید کرده است، اما در مقاطع دیگر، بهویژه هنگامی که فضای سیاسی رادیکالتر شده، از ادبیاتی استفاده کرده که عملاً حمایت از برخورد قهرآمیز یا گزینههای سختتر را توجیه میکند.
این نوسانهای مکرر نشان میدهد که با یک خطمشی ثابت مواجه نیستیم، بلکه با رویکردی روبهرو هستیم که مواضع را بر اساس شرایط و موازنههای لحظهای تنظیم میکند و این یک الگوی تکرار شونده را نشان میدهد:
موضعگیری تابع موجهای سیاسی روز، نه حاصل یک استراتژی روشن وپایدار.
آنچه که مسلم است این تغییرات ناشی از یک بازنگری فکری نیست، بلکه صرفاً تلاشی برای تطبیق با فضای سیاسی وجلب حمایت نیروهای مختلف می باشد وآنچه در این میان برجسته میشود این واقعیت است که:
وقتی مواضع سیاسی با هر تغییر در فضای قدرت دچار چرخش شود – از تهدید ارتش تا ستایش تنوع قومی، از نفی خشونت تا پذیرش آن و… – دیگر با یک تغییر ساده مواجه نیستیم، بلکه با الگوی دائمی سیاستورزی مبتنی بر فرصتطلبی و شیادی روبهرو هستیم.
“چرخشهای پیدرپی”؛ یک تاکتیک دائمی رضا پهلوی است.



















