ابوذر غفاری
وقتی بازماندگان یک تفکر، خود به بهترین شاهدان محکومیت آن تبدیل میشوند
سلطنتطلبان سالهاست میکوشند این روایت تحریف شده را به افکار عمومی القا کنند که مردم ایران در سال ۱۳۵۷ از سر خوشی وعلیه رفاه، امنیت وپیشرفت شوریدند وانقلاب نتیجه یک اشتباه تاریخی بود. اما طنز تلخ تاریخ آنجاست که امروز خود مدافعان سلطنت به یکی از مهمترین دلایل اثبات ضرورت آن انقلاب تبدیل شدهاند.
برای فهم چرایی انقلاب ۵۷ ورد این ادعای سلطنت طلبان الزاما نیازی به رجوع به اسناد تاریخی، وضعیت زندانهای سیاسی، شکنجههای ساواک، خفقان سیاسی، سانسورمطبوعات وسرکوب سازمان یافته مخالفان در دوران پهلوی ودهها نوع مختلف از سرکوب در دوران سلطنت نیست. کافی است به رفتار وعملکرد امروز مدافعان آن نظام نگاهی انداخته شود.
در سال های اخیر افکار عمومی بارها شاهد نمایش چهره واقعی این جریان بوده است. افراد وابسته به جریان پهلوی در فضای آزاد کشورهای غربی، تصویری روشن از ذهنیت سیاسی حاکم بر این جریان ارائه میدهند. از نمایشهای نوستالژیک برای ساواک وتطهیر دستگاه سرکوب سلطنت گرفته تا تلاش برای تحمیل نمادها وشعارهای سلطنتی بر دیگران؛ از موج فحاشی، تخریب شخصیت وتهدید مخالفان تا وعده دستگیری، محاکمه واعدام منتقدان در«فردای فرضی قدرت»؛ از لشکر کشیهای مجازی و حقیقی علیه مخالفان تا حملات سازمان یافته به گردهمایی های مخالفان و رفتارهای خشن و ارعاب آمیز در رسانهها و فضای عمومی که همگی نشان دهنده نوعی فرهنگ سیاسی ضد مردمی است که با اصول آزادی، دموکراسی، مدارا و تکثر فاصلهای عمیق دارد.
گاهی تاریخ را نه کتابها، بلکه رفتار بازماندگان یک تفکر روایت میکند. کارنامه امروز سلطنت طلبان صرفاً یک موضوع سیاسی روز نیست؛ بلکه پنجرهای است برای فهم گذشته.
آنان هر روز با رفتار واعمال خود ناخواسته بخشی از دلایل تاریخی انقلاب ۵۷ را بازسازی ویادآوری میکنند.
مسئله صرفاً رفتار افرادی تندرو نیست. آنچه اهمیت دارد، نوعی فرهنگ سیاسی است که در پس این رفتارها دیده میشود؛ فرهنگی که به جای گفتگو، فرمان می دهد؛ به جای اقناع، تهدید میکند؛ به جای پذیرش تکثر، خواهان یک صدایی است؛ و به جای رقابت سیاسی، در رؤیای حذف مخالفان به سر میبرد.
از این رو، رفتار امروز این جریان را میتوان یک سند زنده وملموس برای فهم چرایی شکل گیری انقلاب ۵۷ دانست. گاه یک جریان سیاسی بیش از آنکه با سخنان مخالفانش محکوم شود، با عملکرد خود ماهیت خویش را آشکار میکند. در این میان، کارنامه کنونی پهلوی طلبان شاید گویاترین شاهد بر ضرورت تاریخی خیزش مردم علیه نظام سلطنتی باشد.
برای درک چرایی خیزش مردم ایران علیه سلطنت، نیازی به سفر در گذشته نیست؛ کافی است به عملکرد امروز کسانی نگریست که هنوز از همان سنت سیاسی دفاع میکنند. زیرا که استبداد، حتی وقتی تاج وتختی در اختیار ندارد، نمیتواند ماهیت خود را پنهان کند.
از این منظر، عملکرد امروز سلطنت طلبان را میتوان آینهای رو به گذشته برای فهم ضرورت انقلاب ۵۷ و نوعی اعتراف ناگزیر و غیرارادی تاریخی دانست؛ اعترافی که شاید از هزاران سند و روایت، روشنتر و ملموس تر چرایی شکل گیری انقلاب علیه نظام سلطنتی را توضیح میدهد.



















