گلریزان همیاری؛ آینه تمام ‌قد وحدت آرمانی، اشراف استراتژیک واقبال نسل جوان

ابوذر غفاری

سی ‌امین گلریزان سیمای آزادی؛ تجلی ایمان عمیق به آزادی، استقلال و آینده ای روشن برای ایران

سی‌امین گلریزان شکوهمند همیاری مقاومت ایران، فراتر از یک کارزار مالی، جلوه‌ای درخشان از فداکاری، وحدت آرمانی، اشراف سیاسی واستراتژیک واقبال اجتماعی نسل جوان به مقاومت ایران بود؛ صحنه‌ ای از یک حقیقت بزرگ سیاسی، اجتماعی وانسانی که در آن، عمق پیوند میان مردم ومقاومت، میزان فداکاری یاران این جنبش وگستره آگاهی استراتژیک وسیاسی آنان بار دیگر به نمایش درآمد ونشان داد آرمان آزادی واستقلال ایران، پس از دهه‌ها مبارزه وپرداخت بهای سنگین، همچنان زنده، پویا وریشه‌ دار است.

 آنچه که در این گلریزان چشم ها را خیره می کرد، پیش از هر چیز، تجلی یک فرهنگ بود؛ فرهنگ فدا، ایثار وازخود گذشتگی. تک‌ تک اعضای خانواده بزرگ مقاومت، هر آنچه در توان داشتند، با دلی سرشار از ایمان وباوری خلل ‌ناپذیر به آرمان آزادی، درطبق اخلاص گذاشتند. این مشارکت برای آنان صرفاً پرداخت بخشی از دارایی نبود؛ هر میزان کمک، هر اندازه فداکاری وهر سهمی که به این کارزار اختصاص یافت، نشانه ‌ای بود از یک انتخاب آگاهانه ویک تعهد عمیق به آینده ایران توسط انسان‌هایی که آزادی ایران را ارزشمندتر از داشته‌های خویش می‌دانند. این امر، خود گویاترین سند استقلال وعدم وابستگی مقاومت است.

در شرایطی که در یک سوی میدان در درون حاکمیت ولایت فقیه باندها و جناح‌های مختلف بر سر قدرت و منافع خود به جان یکدیگر افتاده‌اند و حتی یکدیگر را تهدید به قتل می کنند و نیز در میان برخی جریان‌های اپوزیسیون ‌نما، به ‌ویژه جریان فاشیستی سلطنت ‌طلب، اختلاف و درگیری بر سر پول، منابع ومنافع، پرده از ماهیت مناسبات آنان کنار می‌زند، در این سوی میدان تصویری کاملاً متفاوت شکل گرفت. آنجا که قدرت، پول ومنافع شخصی محور پیوندهاست، اختلاف وتفرقه سر برمی‌آورد؛ اما آنجا که آرمان، آزادی، استقلال وفداکاری محور پیوند انسان‌ها قرار می‌گیرد، وحدت وهمبستگی پدیدار می‌شود.یک ‌سو منافع وسهم‌ خواهی، وسوی دیگر آرمان وفداکاری؛ یک ‌سو وابستگی وچشمداشت، و سوی دیگر استقلال و پرداختن ازخویشتن.

یکی از برجسته ‌ترین پیام‌های این گلریزان، نمایش وحدت آرمانی مقاومت بود؛ وحدتی که در یک مقطع یا یک مراسم ساخته نشده وبا یک تصمیم سیاسی به وجود نیامده است، بلکه محصول دهه‌ ها مبارزه، فداکاری، تجربه، پرداخت بها وعبور از آزمون‌های دشوار تاریخی است.

این وحدت آرمانی، در آینده می‌تواند به نیرویی تبدیل شود که تمامی محاسبات ارتجاعی ووابسته‌ گرایانه را درهم بشکند؛ نیرویی که نه ‌تنها ریشه‌های استبداد مذهبی را هدف قرار می‌دهد، بلکه راه را بر تمامی توطئه‌های خارجی، پروژه‌های استعماری و ترفندهای فرصت‌ طلبانه و اپورتونیستی نیز می ‌بندد. چرا که جامعه ایران دیگر نمی‌خواهد میان دو صورت متفاوت از استبداد، وابستگی وتحمیل سرنوشت انتخاب کند.

آنچه در این گلریزان به نمایش درآمد، نمایانگر نوعی شناخت عمیق از ضرورت تاریخی مبارزه و تشخیص درست صحنه سیاسی توسط انسان های مبارزی است که در چنین کارزاری مشارکت می‌کنند، آن ها در حقیقت می‌دانند که استقلال سیاسی بدون استقلال مالی و تشکیلاتی پایدار نمی‌ماند و آزادی بدون پرداخت بها به دست نمی‌آید.

یکی دیگر از درخشان‌ ترین جلوه‌های این گلریزان، وحدت چهار نسل مبارز بود؛ در این صحنه، چهار نسل مبارز، شانه‌ به ‌شانه یکدیگر، یکدل وهمصدا، توانمندی واقعی مقاومت را به نمایش گذاشتند. از نسلی که نخستین سنگرهای مبارزه را بنا کرد تا نسل‌هایی که در دوران کنونی پرچم آن مبارزه را بر دوش گرفته‌ اند، همه در یک نقطه به هم رسیدند: آزادی واستقلال ایران. این هم ‌صدایی چهار نسل، خود سندی گویا بر تداوم تاریخی یک آرمان می باشد واین که آرمان آزادی نه خاطره‌ای متعلق به گذشته، بلکه نیرویی زنده در اندیشه ووجدان نسل آینده ایران است.

گلریزان همیاری، در نهایت، پیام امید به فردای ایران است: اینکه زخم‌های برآمده از دو استبداد شاه و شیخ، در پرتو آزادی، دموکراسی، استقلال و حاکمیت مردم التیام خواهد یافت.

ایران آزاد ودموکراتیک، رؤیایی دوردست نیست؛ آینده ای است که با آگاهی، وحدت، فداکاری و ایمان به آزادی ساخته خواهد شد.

واین شاید بزرگ ‌ترین پیام گلریزان باشد:

وقتی آرمان به آگاهی پیوند بخورد، آگاهی به فداکاری تبدیل شود وفداکاری در وحدت سازمان‌ یافته تجلی پیدا کند، هیچ دیواری تا ابد پابرجا نخواهد ماند.

در یک کلام، گلریزان همیاری، تنها گلریزان کمک‌ها نبود؛ گلریزان ایمان به آزادی ایران بود.