محمود نیشابوری
به مناسبت آغاز ۶۲ مین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران
در تاریخ ایران روزهایی هست که تقویم نیست، تقدیر است. ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ یکی از آن روزها ست.

در کوچه پس کوچه های تهران، سه جوان – محمد حنیف نژاد، سعید محسن، اصغر بدیع زادگان – دور هم نشستند و *چیزی رابنیان گذاشتند که تا امروز، ۶۲ سال بعد، هنوز تپش قلب آزادی ایران است: *سازمان مجاهدین خلق ایران
آنها چه داشتند؟ نه پول، نه سلاح، نه قدرت. فقط سه چیز داشتند که هیچ ارتشی ندارد: صدق، وفا، وآمادگی برای پرداخت.
*سازمان فدا و پرداخت*
مجاهدین از روز اول، سازمان امتياز نبود، سازمان فدا بود.
حنیف نژاد می توانست استاد دانشگاه شود. سعید محسن می توانست مهندس موفقی شود. اما گفتند آزادی ایران، وکیل ومهندس نمی خواهد، فدیه می خواهد.
وفدیه دادند.
از تیرباران بنیانگذاران در ۴ خرداد ۱۳۵۱ تا قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷ که ۹۰ درصد شان مجاهد بودند، از شکنجه گاه های اوین تا صحرای اشرف و لیبرتی، از خیابان های تهران تا کانون های شورشی امروز…
هر برگ از تاریخ این سازمان، قبض پرداخت است. قبضی که با خون امضا شده است.
*راز ماندگاری در همین یک کلمه است: پرداخت*
دیگران شعار دادند، مجاهدین بها دادند. دیگران تحليل کردند، مجاهدین جان دادند. دیگران گفتند مردم، مجاهدین شد مردم.
*۶۲ سال بعد – همان پیمان*
امروز، ۶۲ سال بعد، همان پیمان تازه است. همان سه جوان شدند صد هزار جوان در کانون های شورشی. همان سه نفر شدند ارتشی از زنان پیشتاز که می گویند ما می توانیم وباید رژیم پلید را سرنگون کنیم.
تولد مجاهدین، تولد یک ایده بود: *اینکه می شود بی ترس وبی بیم، عاشق مردم بود وتا آخر ایستاد.
این ایده را نمی شود کشت، نمی شود اعدام کرد، نمی شود در اشرف به رگبار بست. چون این ایده، از جنس فدا وپرداخت است، نه از جنس قدرت وغنیمت.
سلام بر ۱۵ شهریور ۱۳۴۴
سلام بر محمد، سعید، اصغر
سلام بر ۱۲۰ هزار شهید مجاهد خلق
و سلام بر روزی که ایران، به دست همین فداییان، آزاد خواهد شد.



















