ابوذر غفاری
به یاد سه شهید راه آزادی در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ ــ قندچی، رضوی و بزرگ نیا ــ که با خون خویش نام دانشگاه را بر پیشانی تاریخ حک کردند.
۱۶ آذر تنها یک تاریخ نیست؛ یادآور لحظهای است که دانشگاه ایران بر سرنوشت خود ایستاد. روزی است که سه جوان دانشجو، با خونشان مرزی کشیدند میان دانشگاه آزاد و دانشگاه مطیع. مرزی میان حقیقت و تحمیل. میان آیندهٔ زنده و آیندهٔ مصادرهشده.
اکنون در آستانهٔ این روز، دوباره باید از چیزی سخن گفت که بیوقفه در معرض تهدید است:
هویت دانشگاه.
دانشگاه؛ قلب تپندهٔ یک سرزمین
دانشگاه فقط ساختمان و کلاس و درس نیست.
دانشگاه آیندهٔ یک کشور است.
از دل آن است که فرهنگ زاده میشود، علم تکامل مییابد، تفکر انتقادی پا میگیرد و جامعه میتواند مسیر خود را اصلاح کند. اگر دانشگاه بیصدا شود، کشور در سکوتی مرگآور فرو میرود. اگر دانشگاه بیجان شود، جامعه توان بازسازی خود را از دست میدهد.
اما امروز سایههایی سنگین بر این قلب تپنده افتاده است.
هنگامی که ویروسهای سرکوب در جان دانشگاه میدوند
در سالهای اخیر، و بهویژه از پسِ خیزش ۱۴۰۱، دانشگاه بیش از هر زمان دیگری زیر فشار کنترل و مداخله بوده است. نشانهها آشکارند:
۱. امنیتیسازی همهجانبه
دوربینها، بازرسیها، حضور مأموران و نهادهای غیرعلمی…
همهٔ اینها تلاشی است برای خاموش کردن انرژی پرسشگری، نقد و مشارکت اجتماعی.
۲. سرکوب خاموش
سکوتی تحمیلی که نه با شعار، بلکه با حذف امکانات، پروندهسازی، تهدید، تبعیض و حتی مسخ فرهنگی اعمال میشود.
تلاشی برای آنکه دانشجو از عنصر پویایی و اعتراض تهی شود.
۳. تبعید استادان و فرسایش فکر
روزی نهچندان دور دانشگاه ایران تکیهگاه چهرههای بزرگ علم و اندیشه بود.
اما حذف و تصفیهٔ استادان مستقل، و جایگزینی آنان با نیروهای وابسته، ضربهایست که مستقیماً آیندهٔ علمی کشور را هدف گرفته است.
۴. تحریف حافظهٔ تاریخی
وقتی روایتهای جعلی جای تاریخ حقیقی را میگیرند، نسل جدید از گذشتهٔ مبارزات و نقش دانشجویان در تحولات ایران بیخبر میماند.
نسلی که گذشتهاش را نشناسد، آیندهاش را هم نمیتواند بسازد.
اینهمه، تلاشی است برای تبدیل دانشگاه به بخشی از بدنهٔ قدرت؛ به نهادی تابع، نه ناظر.
اما دانشگاه، هرچند زیر فشار، هرگز خاموش نشده است.
چرا ۱۶ آذر هنوز زنده است؟
برای اینکه دانشجو ذاتاً آزادیخواه است.
برای اینکه دانشگاه با تفکر انتقادی زاده میشود.
برای اینکه تاریخ نشان داده است که هر بار دیوارها بلندتر شدهاند، مقاومت نیز ریشهدارتر گشته است.
۱۶ آذر یادمان میدهد که رسالت دانشگاه فراتر از درس و مدرک است.
یادمان میدهد که سه دانشجوی شهید، تنها قربانی یک روز نبودند؛
آغاز یک راه بودند.
چگونه میتوان این هویت را بازآفرینی کرد؟
بازگرداندن قدرت دانشگاه از شعار نمیگذرد؛ از شناخت آغاز میشود.
۱. بازخوانی علمی و مستقل تاریخ جنبش دانشجویی
دانشجو باید بداند که طی دههها ــ از ۱۳۳۲ تا قیامهای ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ ــ دانشگاه بارها نقطهٔ آغاز تغییر بوده است.
۲. احیای روحیهٔ مقاومت مدنی و مطالبهگری
رشد و شکوفایی دانشگاه زمانی ممکن است که دانشجویان بر حقوق علمی، اجتماعی و فرهنگی خود پافشاری کنند.
۳. پیوند، همبستگی و سازمانیابی
هیچ جنبشی بدون ارتباطات پایدار، تجربهٔ مشترک و تکیهگاه فکری نمیتواند دوام آورد.
دانشجویان وقتی قدرتمند میشوند که به یکدیگر تکیه کنند؛ که تجربههای خود را منتقل کنند؛ که در برابر فشارها تنها نمانند.
۴. بازتعریف نقش دانشگاه در آیندهٔ ایران
دانشگاه باید دوباره به جایگاه اصلیاش بازگردد:
مرکز اندیشهٔ نو، موتور تحول اجتماعی، و حلقهٔ پیوند جامعه با آینده.
۱۶ آذر؛ نه یک یادبود، که یک برخاستن دوباره
امسال، گرامیداشت ۱۶ آذر تنها ادای احترام به سه دانشجوی شهید نیست؛
پیامی است به نسل امروز دانشگاه که:
هویت دانشگاه را از آنِ شماست.
آن را نگذارید مصادره کنند.
نگذارید سکوت جای پرسش را بگیرد.
نگذارید تحریف جای حقیقت را پر کند.
دانشگاه زمانی زنده است که دانشجویانش زنده باشند؛
زنده در آگاهی، در مقاومت، در خلق امید.
۱۶ آذر، روزی است که دانشگاه نفس تازه میکشد؛
روزی که تاریخ به دانشجویان میگوید:
آینده در دست شماست؛ آن را پس بگیرید.
در آستانه فرا رسیدن ۱۶ آذر یاد همه دانشجویانی که خالصانه و صادقانه در مسیر دستیابی به فرشته آزادی خون پاک خویش را نثار کردند را گرامی می داریم.



















