آناهیتا اردوان – نوری مالکی مهمترین عامل نقض ابتدایی ترین حقوق ملت عراق

anahitaسیاست تمامیت خواهی و انحصار طلبی نوری مالکی، نخست وزیر عراق، با تداوم و انسجام اعتراضات، تحصنها و درگیری مسلحانه بین عشایر انقلابی و شبه نظامیان وابسته به دولت به ویژه در مناطق سنی نشین و ژرفش کشمکش بین اقلیم کردستان و دولت بغداد بر سر مناطق مورد منازعه و بهره برداری از منابع طبیعی و معدنی، در تنگنا قرار گرفته است. به تازگی نوری مالکی با “جنگ بی پایان” خواندن اختلافهای مزبور، بر ناتوانی و مهم تر، عدم خواست خود مبنی بر استقرار دولتی کثرت گرا صحه گذاشته است. نوری مالکی در برابر گسترش اعتراضهای مردمی، مقاومتها و پافشاری بر خواستهای دموکراتیک، تاکتیک سرکوب عریان تر و وحشیانه تر را در دستور کار قرار داده و با گسیل جمع کثیری از شبه نظامیان، مترصد است تا بر اوضاع مسلط شده و متحصنان در میادین را پراکنده سازد. در همین رابطه، کمیته های برگزاری تحصنها اعلام کرده اند که تنها در ماه مه، 229 حمله در عراق صورت گرفته که طی آن 750 شهروند بیگناه دستگیر شده اند و برخی نیز هنگام دستگیری به قتل رسیده اند. خبرگزاری فرانسه به نقل از سازمان ملل اعلام کرد، بر اثر ناآرامی در سراسر عراق طی ماه مه، 1045 نفر کشته و 2397 نفر مجروح شده اند.

 

با وجود سرکوب تمام عیار، انفجار بمبهای کنار جاده ای، ترور، زندان و شکنجه به موازات تبلیغات عوام فریبانه علیه معترضان، مبارزات معترضان جهت دستیابی به حقوق آحاد مردم عراق ادامه داشته و شکل آنتاگونیستی به خود گرفته است. سخنرانان و رهبران تحصنها و اعتراضها همگی بر پایان مبارزه مسالمت آمیز و قطع گفتگو با نوری مالکی تاکید ورزیده اند.

در تظاهرات رمادی، صدها تظاهر کننده عراقی، مسیر جنبش علیه شبه نظامیان نامیدند و در بخشی از پیامشان خطاب به نوری مالکی اعلام داشتند:”در مقابل عملکردهای شبه نظامیان، عقل و حکمت و منطق در پیش گرفته ایم زیرا که این شبه نظامیان در برابر چشم دولت و زیر نظر آن، همه حرمتها و قوانین را نقض می کنند. عقربه های ساعت به عقب بر نمی گردد و از این پس در مقابل ظلم و ستم ساکت نخواهیم نشست. مراجع شما در ریختن و فروختن خون مردممان از شما دفاع می کنند، گویی که ما بی ارزش ترین هستیم … کاردی که امروز ما را می کشد، مطمین باشید که در آینده شما را سر خواهد برید … و ای دولت بدان که این تظاهر کنندگان و کسانی که به پا خاسته اند، هر گونه باطل را رد می کنند و با مردم هستند … بدانید که اهل سنت امروز بعد از خیزش با قبل از آن فرق می کنند.”

سخنران تظاهرات فلوجه در واکنش به سخنان برخی عناصر حزب “الدعوده” که دقیقا بر اساس فرهنگ فاسد احمدی نژاد، رییس جمهور علی خامنه ای که مردم معترض را “خس و خاشاک” نامید، متحصنان عراقی را “حباب” خطاب کرده بودند، اعلام داشتند: “در پاسخ به کسانی که می گویند تحصن کنندگان حبابهایی بیش نیستند و باید تحصن شان را جمع کنند، قبل از این که ما آنها را جمع کنیم، می گوییم عقب نشینی نخواهیم کرد. عراق باقی می ماند و رژیم تحت الحمایه ی ایران پایان می پذیرد.”

سخنگوی رسمی “کمیته های هماهنگی” در کرکوک گفت: “عراق تحت سیاست ظالمانه قرار دارد و به سمت بسیار خطرناکی می رود. ما نه از گرما و نه از سرما و نه از تهدیدات ترسی داریم، ما همه اینها را خوب می دانیم و از روز اول می دانستیم. ما به خانه هایمان برنمی گردیم و میدانهای تحصن را ترک نمی کنیم تا این که اوضاع به ثبات برسد و به خواسته هایمان برسیم.”

 

بر پایه گزارش تلویزیون “التغییر”، “کمیته های هماهنگی تحصنها در عراق” در بیانیه ای اعلام کردند، اقدامهای جنایتکارانه شبه نظامیان و انفجارهای تروریستی، عراقیان را از ادامه قیامشان باز نمی دارد.

ثقل خواستهای معترضان، برکناری نوری مالکی، پایان دخالتهای رژیم ولایت فقیه ایران در مسایل عراق، احترام به حقوق شهروندی ساکنان استانهای سنی نشینِ عراق به مثابه بخشی از ملت عراق و آزادی زندانیان سیاسی می باشد. نوری مالکی برعکس آنچه معترضان ابراز می دارند، به تامین منافع و مطامع استبداد حاکم بر تهران ادامه می دهد و به موازات سرکوب هر صدای عدالت طلبانه ای در میدانهای شهرهای عراق، به شکنجه و کشتار مخالفان می پردازد. “ناوی پیلای”، کمیسر ارشد حقوق بشر سازمان ملل بر اساس گزارش رویتر، نوزده آوریل امسال، پرده از آنچه وی “اعدامهای پنهان در عراق” می نامد، برداشت. او می گوید که شیوه اعدام زندانیان به کشتن حیوانات در کشتارگاهها شبیه است، “آنها را در راهروهای زندان به صف می کنند و بدون کوچکترین فرصتی جهت ملاقات با خانواده و ابراز آخرین کلام، اعدام می کنند.” بر اساس گزارش ناوی پیلاوی، وزارت دادگستری عراق تصمیم دارد تا 150 نفر را اعدام کند. شایان ذکر است که در این صورت، شمار اعدام شدگان سال جاری نسبت به سال 2011، به دو برابر افزایش خواهد یافت.

 

در پهنه صف بندیهای سیاسی، به تازگی مقتدی صدر با بیانیه ای از نوری مالکی خواسته است تا به جنگهای فرقه ای پایان دهد. وی بیانیه مزبور را “آخرین فراخوان” به دولت نوری مالکی نامیده است. قابل توجه است که گرایش صدر در طول حیات سیاسی دولت نوری مالکی بعد از جنگ و اشغال کشور به دلیل نداشتن یک رهبری هوشمند، دچار چرخشهای فراوان شده، به طوری که بارها با مالکی اعلام همبستگی کرده و بارها نیز به مخالفت با وی برخاسته است. گرایش “العراقیه” نیز با آنکه از ابتدا به افشاگری مواضع “ائتلاف قانون” به رهبری نوری مالکی پرداخته و تلاشهای بیشماری در مسیر استیضاح وی انجام داده، ولیکن به دلیل انحصار قدرت از سوی مالکی، از توان لازم برای برکناری او برخوردار نیست. از طرف دیگر، “العراقیه” باوجود شکستهای پی در پی در رسیدن به این هدف و اعلام چندین باره مبنی بر خروج از قدرت سیاسی، هنوز قادر به ایجاد وحدت و یا تصمیمی جدی جهت اتخاذ چنین تاکتیکی نیست.

یکی از آماجهای اعتراضات مردمی به همراه نمایندگان و شخصیتهای سیاسی عراقی، برکناری کوبلر از منصب نماینده ویژه دبیرکل عراق است. وی که به طور واضح و روشن و با برخورداری از حمایتهای استعماری و ارتجاعی چشم بر روی نقض آشکار حقوق بشر در عراق بسته، بارها مورد نقد و اعتراض مخالفان قرار گرفته است. کوبلر حتی از سوی اعضای پارلمان اروپا به تلاش برای فریب دادن پارلمان و ریاکاری متهم گردیده است. اکنون معترضان و متحصنان در میدانها از سازمان ملل می خواهند که وی را برکنار و شخص بیطرفی را جایگزین سازد.

ریشه اختلافهای کنونی عراق را می توان بیش از هر چیز در ساختار توتالیتاریستی جستجو کرد که توسط نوری مالکی هدایت می شود. وی که بعد حمله آمریکا به عراق و اشغال کشور با حمایت رژیم ولایت فقیه قدرت گرفت، تا کنون نه تنها هیچکدام از توافقات نشست اربیل مورخ دسامبر سال 2010 در راستای تشکیل یک دولت فراگیر را اجرا نکرده است، بلکه با به انحصار در آوردن هر چه بیشتر ابزارهای اعمال قدرت، تلاش بی وقفه ای در پیاده کردن اوامر ولی فقیه رژیم حاکم بر تهران در منطقه دارد.

 

تحولات در رژیم ولایت فقیه و تاثیر آن در عراق

آنچه از شرایط سیاسی عراق برمی آید به خوبی نشان می دهد که نوری مالکی در کانون بحران قرار گرفته و مهمترین عاملِ نقض ابتدایی ترین خواستهای ملت عراق است. فشار روی قدرت سیاسی نوری مالکی، به معنای فشار بر ولایت فقیه در تهران است زیرا ماهیت رژیم ولایت فقیه در تضاد کامل با ثبات و صلح در منطقه است. این رژیم به طور ذاتی با بحران زندگی می کند. رژیم استبدادی – مذهبی اگر در خارج از مرزها اقدام به بحران آفرینی نکند، قادر نیست بحرانهای داخلی را مهار کند. با ایجاد بحران در خارج از مرزها فضایی ایجاد می شود که حکومت انگلی ولایت فقیه قادر است به مدد آن به حیات ننگین و متزلزل خود ادامه دهد؛ همانطور که حمله به عراق و اشغال این کشور تا کنون برای ادامه حیات رژیم و پیشبرد منافع آن در منطقه و سرکوب مردم در داخل، نقش بسیار عمده ای را بازی کرده است. در واقع، رژیم سوخت اصلی برای حکومت را از بحرانهای خارجی به دست می آورد و منافعی به کلی در تضاد با ثبات کشورهای همسایه دارد و برعکس، بی ثباتی این کشورها به سود او عمل می کند. ارتجاع حاکم در این مسیر از هر ابزاری جهت دامن زدن به بی ثباتی و علیه صلح در منطقه استفاده می کند. چنین ساختار سرکوبگری با تشدید بحران خارجی و تولید و بازتولید دستگاه عریض و طویل نظامی، سرکوب داخلی را آسان تر پیش می برد. همزمان، بودجه نظامی را هرچه بیشتر بالا می برد و بدین وسیله همواره تلاش می کند بحران داخلی را سرکوب و مهار کند. از سوی دیگر، در خارج از مرزها به وسیله شرایط اسفناکی که خود برای مردم منطقه ایجاد کرده، نیروی ذخیره نیز ایجاد می کند.

 

با توضیحات بالا، نوری مالکی به مثابه کارگزار رژیم ولایت فقیه در عراق، مانع هرگونه تحول بنیادین که با منافع و مطامع رژیم حاکم بر تهران مغایرت داشته باشد، است. در این مسیر، برآمد مضحکه انتخاباتی استبداد حاکم بر تهران از اهمیت برخوردار است. انتخاب روحانی با طرفداری باند رفسنجانی و خاتمی به معنای شکست پروژه یکدست سازی ولایت فقیه برای نظامی است که با توسل به حذف و حصر عناصر “خودی” در انتصابات قبلی به نظر کامیاب شده بود. بیرون آمدن نام روحانی از صندوقها برآمد نارضایتی بخشی از هزاردستان غارت و چپاول به مثابه نمایندگان اقشار انگلی ست که تحت تأثیر اعمال تحریمهای بین المللی، ضررهای زیادی را متحمل شده اند. جبران ضرر با گردن کشی در برابر ولی فقیه جهت جبران منافع و “حفظ نظام”، به طور بغرنجی گره خورده است. این مساله، توازن ساختار قدرت را به قبل از ریاست جمهوری احمدی نژاد برگرداند. بی شک، گسترش سلطه رژیم در منطقه، پیوندی مستقیم با دستیابی به بمب اتم دارد.

با روی کار آمدن روحانی تعادل نیرو علیه خامنه ای تغییر کرد. به بیان دیگر، بساطی که در دهمین دوره ریاست جمهوری به هم ریخت و خامنه ای تلاش کرد از روی زمین جمع آوری کند، دوباره از هم پاشید. اگر رژیم استبدادی- مذهبی بعد از شعبده بازی انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری و روی کار آوردن احمدی نژاد با تهاجم بی شرمانه به شهر اشرف و به قتل رساندن یازده مجاهد خلق و مجروح کردن بیش از پانصد تن قصد داشت پیروزی خود را از سر استیصال و فرومایگی به ثبت برساند، تهاجم موشکی به زندان لیبرتی همزمان با پایان نمایش انتخاباتی جدید، با هدف کتمان شکست پروژه یکدست سازی نظام برابر جناح رقیب انجام شد. بدین ترتیب، ولایت فقیه هر بار از موضع ضعف و بیچارگی، با توسل به مزدوران عراقی خود در راستای حفظ اتوریته رنگ باخته اش، نیروی براندازی را هدف قرار می دهد که دهه هاست علیه آن به پیکار و مقاومت پرداخته است. رژیم در این مسیر قصد دارد به حذف نیرویی بپردازد که به صورت بالقوه و بالفعل در پیچیده ترین شرایط، لحظه ای از مبارزه علیه آن باز نایستاده. خامنه ای بدینوسیله برابر حامیان داخلی و عناصر وابسته به خود مانند نوری مالکی فخر فروشی می کند و اینطور وانمود سازد که جامه ولی فقیه ای بر تنش زار نمی زند!

پیداست که دریوزگانی که به رشیدترین فرزندان خلق ستمدیده موشک شلیک می کنند، می بایست هر چه سریع تر در دادگاههای بین المللی محاکمه شوند. این مهم، با صدور اطلاعیه های به ظاهر بشردوستانه بدون هیچگونه اقدام عاجل ممکن نیست. عدم رسیدگی قاطع با گذشت زمان قادر نیست جنایتها علیه ساکنان زندان لیبرتی را در ذهن وجدانهای آگاه و افکار عموی پاک سازد، بلکه هر گونه غفلت از سوی نهادهای بین المللی و مدافع حقوق بشر و پناهندگان، دست جانیان را برای تهاجم بیشتر باز می گذارد. چنین سستی و کوتاهی در امر رسیدگی به جنایت ضد بشری از سوی نهادهای مدافع حقوق بشر، ژست بشر دوستانه آنان را تا اندازه عبای ولایت فقیه تنزل داده و نام آنان را در تاریخ به عنوان شریک جرم به ثبت می رساند.

تغییر تعادل نیرو در ساختار قدرت رژیم و شکست پروژه یکدست سازی نظام ولایت فقیه که قدر مسلم باید منتظر پیامدها و چشم اندازهای بعدی آن بود، قادر است نیروهای وابسته ولایت فقیه در منطقه و از آن جمله نوری مالکی را ضعیف تر سازد. هرگونه تغییر تعادل قوا در ساختار سیاسی رژیم به ضرر ولایت فقیه، بر نیروی مدافع آن در خارج از مرزها تاثیر گذار است. با توجه به ادامه قابل ستایش و بی نظیر اعتراضهای مردمی چه به شکل مسالمت آمیز و چه مسلحانه و نیز تغییر تعادل نیرو بعد از برگزاری مضحکه انتخاباتی یازدهمین دوره ریاست جمهوری رژیم در ایران، تحقق خواست مردم عراق مبنی بر حذف نوری مالکی از قدرت سیاسی، چشم انداز روشن تری پیدا کرده است.

 

منبع: نبرد خلق شماره 336، شنبه 1 تیر 1392 – 22 ژوئن 2013